ساموئل کوهن
2,321,433 views • 7:53

در سال ١٩٠١، زنى به اسم آگوستى به آسایشگاه روانی در فرانكفورت برده شد. آگوستى متوهم بود و قادر نبود حتی ابتدایی‌ترین جزییات زندگی‌اش را بخاطر بیاورد. نام پزشک او آلویز بود. و نمی‌دانست چطور به آگوستی کمک کند، اما از او مراقبت کرد تا متاسفانه در ۱۹۰۶ درگذشت. بعد از مرگش، آلویز او را کالبدشکافی کرد و پلاکهای خونی و پیچ‎خوردگیهای عجیبی را در مغز آگوستی یافت— که مشابه‎اش را قبلا هرگز ندیده بود.

حالا چیزی که بیش از همه قابل توجه است، این است که اگر آگوستی امروز زنده بود، ما کمک بیشتری از آنچه آلویز ۱۱۴ سال پیش به او کرد را نمی‎توانستیم ارائه دهیم. آلویز همان دکتر آلویز آلزایمر است. و آگوستی دتر نخستین بیمار تشخیص داده شده به آنچه امروز آلزایمرخوانده می‎شود، بود. از ۱۹۰۱، پزشکی پیشرفت زیادی داشته. آنتی‎بیوتیک‎ها و واکسنها را برای مخافظت از عفونتها کشف کرده‎ایم، همینطور بسیاری از تداویها برای سرطان و دارو‎های کنترل کننده برای HIV. و داروی کنترل کلسترل برای مرض قلبی و غیره. اما لزوما هیچ پیشرفتی در تداوی بیماری آلزایمر نداشته‎ایم.

من بخشی از تیم دانشمندانی هستم که بدنبال پیدا کردن درمان آلزایمر بمدت بیش از یک دهه بوده‎اند. پس دائم به آن فکر می‎کنم. آلزایمر اکنون بر بیش از ۴۰ میلیون انسان در سراسر جهان اثر می‎گذارد. اما تا ۲۰۵۰ بر روی بیش از ۱۵۰ میلیون تن اثر خواهد گذاشت— که راستش شامل خیلی از شما هم می‎شود. اگر امیدوارید ۸۵ سال یا بیشتر عمر کنید، شانس ابتلای‎تان به آلزایمر تقریبا ۱ به ۲ است. بعبارت دیگر، احتمال این هست که سالهای طلایی عمرتان را صرف رنج بردن از آلزایمر یا کمک به نگهداری از دوست یا عزیز مبتلا به آلزایمر نمایید. همین حالا تنها در ایالات متحده، هزینه‎های مراقبت از آلزایمر سالانه حدود ۲۰۰ میلیارد دلار است. یک دلار از هر پنج دلار در بودجه مراقبت پزشکی صرف آلزایمر می‎شود. امروز گرانترین مرض دنیاست، و هزینه‎ها رشد رو به جلوی ۵ برابری تا سال ۲۰۲۵ خواهد داشت، با پیر شدن نسل انفجار جمعیت.

شاید باعث تعجب‎تان شود اما ساده بگویم که آلزایمر یکی از بزرگترین چالشهای اجتماعی و پزشکی نسل ما است. اما در مخاطب قرار دادن آن نسبتا کم کار بوده‎‎ایم. امروزه، از ۱۰ دلیل شایع مرگ در جهان، آلزایمر تنها مورد غیرقابل پیشگیری، غیرقابل درمان یا حتی کند کردن است. درک ما درباره علم آلزایمر نسبت به سایر امراض کمتر است زیرا در تحقیق روی آن زمان و پول کمتری را صرف کرده‎ایم. دولت آمریکا سالانه ۱۰ برابر بیشتر صرف تحقیق روی سرطان می‎کند تا آلزایمر علی رغم این که آلزایمر برای ما بیشتر هزینه بر می‎دارد و سالانه منجر به رقم مشابه مرگ و میر در سرطان است.

فقدان منابع نشات از دلیل بنیادی‎تری می‎گیرد: فقدان آگاهی. چون نکته‎ای هست که تعداد کمی آن را می‎دانند اما لازم است همه بدانند: آلزایمر یک بیماری است و قادر به درمان آن هستیم. در بیشتر ۱۱۴ سال گذشته، همه از جمله دانشمندان، به اشتباه آلزایمر رابا پیری اشتباه گرفته‌اند . فکر کردیم که فرتوت شدن بخش غیرقابل اجتناب و عادی پیر شدن است. اما تنها باید به تصویر مغز پیر شده سالمی نگاه کنیم و آن را با مغز بیمار آلزایمری مقایسه کنیم تا تا آسیب فیزیکی واقعی ایجاد شده توسط این مرض را ببینیم. همینطور موجب از دست دادن شدید حافظه و قابلیت‎های ذهنی می‎گردد، آسیب مغزی که بواسطه آلزایمر است بطور قالا توجهی امید به زندگی را کاهش داده و همیشه مهلک است.

دکتر آلزایمر را بخاطر بیاورید که پلاکهای خونی و پیچ‎خوردگیهای عجیبی را یک قرن پیش در مغز آگوستی یافت. برای تقریبا یک قرن، خیلی درباره اینها نمی‎دانستیم. امروزه می‎دانیم که از مولکولهای پروتئین ساخته می‎شوند. می‎توانید یک مولکول پروتئین را بعنوان یک تکه کاغذ تجسم کنید که بطور معمول به یک تکه اوریگامی پیچیده تبدیل می‎شود. نقطه‌های چسبناکی روی کاغذ وجود دارند، و وقتی به درستی تا می‎خورند، این تکه‎های چسبناک رو به داخل ختم می‎شوند. اما گاهی همه چیز بهم می‎ریزد، و تعدادی از این تکه‎های چسبنده آن بیرون هستند. و این باعث می‎شود که مولکولهای پروتئین به یکدیگر بچسبند، توده‎هایی را تشکیل دهند که به مرور پلاکهای خونی و پیچ خوردگی می‎شوند. همان چیزی که در مغزهای بیماران آلزایمری می‎بینیم.

۱۰ سال گذشته را در دانشگاه کامبریج صرف تلاش جهت فهمیدن نحوه کژکاری آن نموده‎اند. گامهای زیادی هست، و تشخیص این که کدام گام تلاش در انسداد دارد، پیچیده است— مثل خنثی کردن بمب. قطع کردن یک سیم شاید بی‎اثر باشد. بریدن بقیه شاید منجر به انفجار بمب شود. باید گام صحیح به انسداد را بیابیم، و بعد دارویی را خلق کنیم که آن را انجام دهد.

تا همین اواخر، در بیشتر مواقع سیمها را بریده‎ایم و امید به بهترینها را داشته‎ایم. اما اکنون گروه متنوعی از آدمها را گرد هم داریم— پزشکان، زیست‎شناس‎ها، متخصصان ژنتیک، شیمی‎دانها، فیزیکدانها، مهندسین و ریاضیدانها. و باهم، موفق به شناسایی گامی حیاتی در این فرایند شده‎ایم و اکنون کلاس جدیدی از داروهایی را تست می‎کنیم که بطور خاص این گام را مسدود کرده و مرض را متوقف می‎کنند.

اکنون به من اجازه دهید برخی از نتایج اخیرمان را نشان دهم. کسی بیرون از آزمایشگاه‎مان هنوز اینها را ندیده. بگذارید به برخی ویدئوها از آنچه موقع تست این داروهای جدید در کِرمها اتفاق میفتد نگاه کنیم. خب این کرمها سالمند، و می‎توانید ببینید که بطورعادی به اطراف حرکت می‎کنند. این کرمها از سوی دیگر مولکولهای پروتئینی دارند که در داخل آنها بهم چسبیده‎اند— مثل آدمهای مبتلا به آلزایمر. و می‎توانید ببینید که به وضوح بیمار هستند. اما اگر از داروهای جدیدمان به این کرمها در مرحله آغازین دهیم، بعد شاهد سالم بودنشان و داشتن طول عمر عادی در آنها هستیم. این فقط یک نتیجه اولیه مثبت است، اما تحقیقی مثل این به ما نشان می‎دهد که آلزایمر بیماری فهمیدنی و قابل درمان است.

بعد از ۱۱۴ سال انتظار، سرانجام امید واقعی برای دسترسی به موفقیت طی ۱۰ یا ۲۰ سال بعد وجود دارد. اما در جهت رشد این امیدواری که سرانجام آلزایمر را شکست دهیم، نیاز به کمک داریم. این درباره دانشمندانی از قبیل من نیست. درباره شماست. لازم داریم که شما این آگاهی که الزایمر بیمار ی است را افزایش دهید، و این که اگر بکوشیم، می‎توانیم آن را شکست دهیم. در مورد دیگر بیماریها، بیماران و خانوادها‎یشان مسئولیت تحقیقات بیشتر را داشته‎اند و فشار را بر دولتها، صنعت داروسازی، دانشمندان و تنطیم کننده‎ها می‌آورند. این در اواخر دهه ۱۹۸۰ در تداوی پیشرفته در HIV ضروری بود. امروزه، ما این محرک را در شکست سرطان داریم. اما بیماران آلزایمر اغلب قادر به دفاع از خود نیستند. و خانواده‎هایشان، قربانیان پنهان، که از عزیزانشان شبانه روزی مراقبت می‎کنند، اغلب برای بلند کردن صدای اعتراض و حمایت از تغییر خسته و درمانده‎اند. پس کاملا به شما بستگی دارد. آلزایمر در بیشتر موارد بیماری ژنتیکی نیست هر کسی که مغز دارد در معرض خطر است. امروزه ۴۰ میلیون بیمار مثل آگوستی هست، کا قادر به ایجاد تغییری که برایشان لازم است نیستند . کمک کنید صدایشان باشیم. و کمک کنید طالب درمانی برایشان باشیم.

متشکرم.

(تشویق)