Return to the talk Watch the talk

Subtitles and Transcript

Select language

Translated by Sadegh Zabihi
Reviewed by soheila Jafari

0:14 من یک زن مسلمان ایرانی-آمریکایی هستم، مثل همه شما. و من یک طنزپرداز عدالت اجتماعی هم هستم، چیزی که اصرار دارم یک کار واقعی است.

0:23 برای اینکه توضیح بدهم که چی هست، بگذارید بگویم چطور به اینجا رسیدم. من در تمام کشور برنامه اجرا کرده‌ام. و به شما می‌گویم، آمریکا با عظمت است، نه؟ طبیعتی چشم گیر، قنادی‌های بسیار و تا چشم کار می‌کند دیابتی دارد. واقعا برای خودش چیزی است.

0:36 حالا، جمعیت آمریکا را می‌توان به سه دسته عمده تقسیم کرد: اکثرا افراد شگفت انگیز، متنفران، و فلوریدا.

0:45 (خنده)

0:46 در کنار فلوریدا، در این دسته بندی دردسازترین دسته متنفران هستند. اقلیتی بیش نیستند، اما با بالا بردن بیش از حد صدایشان جبران کرده‌اند. از نظر جمعیتی دچار عقده ناپلئونی هستند، و بله، بعضی از مردان پاشنه بلند هم می‌پوشند.

0:58 به عنوان یک طنزپرداز عدالت اجتماعی، هدف من تغییر دادن این متنفران است، چون آنها از خیلی چیزها متنفرند، واین باعث خروجی‌های منفی می‌شود، مثل نژادپرستی، خشونت و تد نیوجنت. البته این فهرست کاملی نیست؛ احتمالا ۳-۷ مورد از قلم افتاده.

1:14 اما نکته این است که، باید متنفران را به حساب بیاوریم. اما در این گروه ناسازگاری وجود دارد و دنبال همه آنها راه افتادن بهینه نیست، درست؟ پس کاری که من کردم ایجاد یک دسته بندی بسیار علمی از متنفران است. اساسا همه متنفران را گرفتم، آنها را در بوته آزمایش گذاشتم، مثل یک دانشمند واقعی، و این چیزی است که پیدا کردم.

1:31 (خنده)

1:32 اول از همه، غول‌ها را داریم، این‌ها گونه متنفران صفر و یکی باغ نشین هستند. آنها کسانی هستند که شغل خود را کنار می‌گذارند تا تمام روز وقت داشته باشند ویدیو در یوتیوب بگذارند. متنفران بغل گذر هم داریم. این دسته افرادی هستند که سر چهار راه می‌ایستند، منتظر می‌شوند تا چراغ سبز شود و وقتی شد فریاد می‌زنند، «برگردین کشور خودتون!» آنها در طول روز هم ممکن است از ماشین خود پیاده شوند و رو در رو هم از شما متنفر باشند. اما دیگر مثل قدیم این کار را نمی‌کنند — که این هم نشانه دیگری از زوال در آمریکا است.

2:01 (خنده)

2:03 دسته بعد متنفران متعصب ماموریت‌گرا که از وابستگی گروهی برای پوشش تنفرشان استفاده می‌کنند. این افراد دوست دارند از طریق سازمانی خوب تنفر بورزند، مثل کلیسا یا سازمانی غیرانتفاعی، و بیشتر اوقات دوست دارند با صدای قدیمی طور حرف بزنند.

2:17 اما گروهی که بیشتر از همه به آن علاقه دارم متنفران نوسانی است. متنفر نوسانی خواهر رای دهنده نوسانی است — اصلا نمی‌توانند تصمیم بگیرند! مثل جنده‌های ایدئولوژی زده‌ای هستند که بین متنفر بودن و متنفر نبودن نوسان می‌کنند. و به این دلیل این کار را می‌کنند که اطلاعات کافی ندارند. این گروهی است که من دوست دارم با طنز عدالت اجتماعی مورد هدف قرار دهم. چرا طنز؟ چون در طبقه بندی بر مبنای طنز و بروشور، همان طور که در این نمودار مشاهده می‌کنید آمریکایی‌ها به طور متوسط طنز را انتخاب می‌کنند.

2:45 (خنده)

2:46 طنز خیلی پرطرفدار است. و به هر حال، این نموداری بسیار دقیق است، که با اعداد ساختگی تهیه شده است.

2:52 (خنده)

2:53 حال، سوال اینجا است: چرا طنز عدالت اجتماعی کارآمد است؟ چون، در وهله اول شما را به خنده می‌اندازد. و وقتی که خندیدید، وارد حالت گشادگی می‌شوید. و در آن لحظه گشادگی، یک طنزپرداز عدالت اجتماعی خوب می‌تواند اطلاعات زیادی را فرو کند و اگر واقعا با استعداد باشد، حتی می‌تواند یک آزمون مقعدی بگیرد.

3:12 (خنده)

3:13 این‌ها چند قانون اساسی در طنز عدالت اجتماعی هستند: اول از همه، پارتیزانی نیست. این طنز سیاسی نیست، بلکه درباره عدالت است، و هیچ کس مخالف عدالت نیست. دو، گرم و فراخواننده است، کاری می‌کند که احساس کنید درون یک بوریتو نشسته‌اید. سه، بامزه اما آب زیر کاه است، مثل این است که مقاله‌ای جذاب درباره عدم مساوات حقوق دریافتی می‌خوانید، که در لفافه‌ای از یک شوخی پر پیچ و خم زشت پیچیده باشد.

3:38 (خنده)

3:39 من فکر می‌کنم طنز عدالت اجتماعی این طور عمل می‌کند. چند سال پیش، چند طنزپرداز مسلمان آمریکایی را دور هم جمع کردم — البته بدون خشونت —

3:47 (خنده)

3:48 و دور کشور چرخ زدیم و به جاهایی مثل آلاباما، آریزونا، تنسی و جورجیا سفر کردیم — جاهایی که عاشق مسلمونا هستند — و برنامه استندآپ اجرا کردیم. اسم تور را گذاشتیم «مسلمان‌ها در راه‌اند!»

4:01 (خنده)

4:02 فیلم آن را ساختیم، و وقتی که فیلم بیرون آمد، یک گروه متنفر شناخته شده ۳۰۰٫۰۰۰ دلار صرف پوستر ستاد ضد مسلمان به همراهی MTA کردند — این سازمان قطار شهری نیویورک است. خوب، پوسترها خیلی توهین آمیز بودند، البته طراحی ضعیفشان را نمی‌گویم — منظورم این است که اگر قرار است متعصب باشید حداقل از فونت بهتری استفاده کنید.

4:22 (خنده)

4:23 اما ما گفتیم چرا ما پوستر تبلیغاتی درست نکنیم که چیزهای خوبی درباره مسلمانان بگوید، و فیلم را هم تبلیغ کند. پس خود من و همکار طنزپردازم دین عبیدالله تصمیم گرفتیم کمپین مبارزه با تعصب بوسیله پوسترهای دلپذیر را راه اندازی کنیم. پول جمع کردیم و ۵ ماه با MTA کار کردیم، تاییدیه پوسترها را گرفتیم، و دو روز بعد از وقتی که قرار بود نصب شوند، MTA تصمیم گرفت از آنها جلوگیری کند، چون دارای محتوای سیاسی بودند.

4:48 بیایید نگاهی به دوتا از این پوسترها بیاندازیم. این یکی از آنها است. نکاتی درباره مسلمانان: مسلمانان مخترع مفهوم بیمارستان بودند. خیلی خوب. نکته: مسلمانان بزرگسال بیشتر از کودکان مسلمان شنا می‌روند.

5:01 (خنده)

5:02 نکته: مسلمانان بودند که جاستین تیمبرلیک را اختراع کردند.

5:05 (خنده)

5:06 بیایید به یکی دیگر نگاهی بیاندازیم. حقایقی زشت درباره مسلمانان: دستور پخت املت‌شان محشر است.

5:12 واضح است که از نظر MTA املت سیاسی تلقی شده است. یا آن بوده، یا نشان دادن مسلمانان در نوری مثبت سیاسی تلقی شده است — اما این نبوده. این درباره عدالت است. پس تصمیم گرفتیم کمپین مبارزه با تعصب بوسیله پوسترهای دلپذیر را تغییر دهیم و آن را به کمپین مبارزه با تعصب بوسیله یک دادخواهی دلپذیر تغییر دهیم.

5:31 (خنده)

5:32 خوب اساسا چیزی که می‌گویم این است که دو تا کمدین آشغالی یک سازمان بزرگ شهر نیویورک را مورد پیگرد قانونی قرار دادند و کمدین‌ها برنده شدند.

5:41 (تشویق و هورا)

5:42 متشکرم. پیروزی احساس بسیار غریبی بود. با خودم می‌گفتم، «احساسی که دخترای مو بلوند همیشه دارند همینه؟ چون واقعا حرف نداره!»

5:50 (خنده)

5:52 این هم مثالی دیگر. هر جا می‌روم از من می‌پرسند: «چرا مسلمانان تروریسم را محکوم نمی‌کنند؟» می‌کنیم. اما خوب، من هم به دام افتادم. پس تصمیم گرفتم سایت thedailydenouncer.com (محکوم کننده روزانه) را راه اندازی کنم. این وبسایتی است که تروریسم را هفت روز هفته محکوم می‌کند، البته آخر هفته‌ها تعطیل است. بیایید مثالی را ببینیم. به طور کلی آنها به صورت کارتون‌های ساده‌ای ظاهر می‌شوند، «من تروریسم را محکوم می‌کنم! همچنین من کسانی که هیچ وقت جعبه کاغذ را پر نمی‌کنند را هم محکوم می‌کنم!» هدف وبسایت این است که تروریسم را محکوم کند و نشان دهد که مسخره است که باید دائما تروریسم را محکوم کنیم.

6:24 اما اگر اصولا متعصب نباشید، طنز عدالت اجتماعی به همه دردی خواهد خورد. برای مثال، من و همکار طنزپردازم لی کمپ برای بررسی بانک داری دور از ساحل به جزایر کیمن رفتیم. خوب، ایالات متحده سالانه چیزی در حدود ۳۰۰ میلیارد دلار را در این پناهگاه‌های مالیاتی از دست می‌دهد. تعریف از خود نباشد، من آخر هر ماه چیزی در حدود۱۰-۵ دلار درآمد قابل تصرف دارم. خوب پس به این بانک‌های جزایر کیمن رفتیم و پرسیدیم آیا می‌توانیم با هشت دلار و ۲۷ سنت حساب باز کنیم یا نه.

6:56 (خنده)

6:57 مدیر بانک ۳۰-۴۵ ثانیه پیش از آنکه حراست را خبر کند با ما خوش و بش کرد. حراست از راه رسید، تفنگ‌هاشون رو تکان دادند، و ما هم از ترس فریاد زدیم و فرار کردیم، چون — و این آخرین قانون طنز عدالت اجتماعی است — بعضی وقت‌ها کاری می‌کند که تو شلوارت خرابکاری کنی.

7:14 بیشتر کار من قرار است سرگرم کننده باشد. هدف ایجاد یک ارتباط و خنداندن است. اما بله، بعضی وقت‌ها از دست حراست در رفتن هم دارد. گاهی توییت‌های بی‌مهر و ایمیل‌های تنفرآمیز می‌گیرم. گاهی پیام‌های صوتی به دستم می‌رسد که می‌گوید اگر به جوک گفتن ادامه دهم، خودم و خانواده‌ام را خواهند کشت. و این تهدیدهای مرگ ابدا خنده‌دار نیستند.

7:38 اما با وجود خطرهای گهگاه، هنوز هم فکر می‌کنم طنز عدالت اجتماعی یکی از بهترین سلاح‌های ما است. منظورم این است که از روش‌های متعددی برای دستیابی به عدالت اجتماعی استفاده کرده‌ایم، مثل جنگ و مسابقه رقص روی یخ. اما هنوز هم بسیاری از چیزها خیلی بد هستند. پس فکر می‌کنم زمان آن رسیده که تلاش کنیم و یک جوک زشت مشتی تعریف کنیم.

7:58 متشکرم.

8:00 (تشویق)