جکسون برد
1,398,289 views • 6:24

سلام، من جک هستم، و یک تراجنسیتی هستم. بذارین حدس بزنم بعضی از فکرهایی که همین الان در سرتون می‌گذره چی‌ها هستن. "تراجنسیتی؟ صبر کن، یعنی که این‌ها واقعا زن هستن یا مرد؟" "نمی‌دونم یعنی هنوز عمل کرده یا نه ... اوه، حالا دارم به خشتک‌ش نگاه می‌کنم. به سمت راست نگاه کن به سمت راست نگاه کنی عیبی نداره" "آره، می‌دونستم! پهلوهای یه مرد واقعی این شکلی نیستن." "دختر دوست من هم تراجنسیته —" یعنی همدیگه رو می‌شناسن؟" "وای خدای من، او چقدر شجاعه. من قطعا از حق او برای استفاده از توالت‌های مردانه حمایت می‌کنم. صبر کن، ولی اون چطوری دست‌شویی می‌کنه؟ چطوری آمیزش جنسی داره؟"

باشه، باشه، بذارین این سوال‌های فرضی رو متوقف کنیم قبل از اینکه من معذب بشم. منظورم اینه که، اشتباه متوجه نشین امروز این‌جام که تجربیات شخصی‌م به عنوان یک تراجنسیتی رو با شما در میون بذارم، ولی امروز صبح با این انگیزه از خواب بیدار نشدم که بخوام جزییات روابط جنسی‌م رو برای یک جمع شرح بدم. البته که این از مشکلات تراجنسیتی بودنه، نه؟ مردم تقریبا همیشه براشون سواله که آمیزش جنسی ما چه‌طوریه و پایین‌تنه‌مون چه وضعیتی داره. تراجنسیتی بودن سخت و عجیبه.

و نه فقط به این دلیل که جنسیتی که در بدو تولد به من داده شده بود با اون‌چه خودم واقعا هستم مطابقت نداشت. تراجنسیتی بودن سخت و عجیبه چون رفتار اطرافیان وقتی کنار من هستن عجیب و سخت می‌شه. آدم‌هایی که از صمیم قلب از من و سایر تراجنسیتی‌ها حمایت می‌کنن اغلب می‌ترسن از اینکه حرف اشتباهی بزنن به قدری خجالت می‌کشن از اینکه چیزی که فکر می‌کنن باید بدونن رو نمی‌دونن که هرگز سوال نمی‌کنن.

در اعلام فراجنسیتی بودنم بخشی از اونچه واقعا عذاب‌آور بود دونستن این بود که آدم‌ها متوجه نخواهند شد منظور من چیه. و وقتی یک نفر اعلام می‌کنه هم‌جنس‌گراست، مردم می‌دونن منظورش چیه، ولی وقتی تو اعلام می‌کنی تراجنسیتی هستی، باید با تصورات غلط مواجه بشی که بر روی نظر دیگران در مورد تو تاثیر می‌گذاره حتی بعد از اینکه بهشون آگاهی داده باشی ... و تو مجبوری که بهشون آگاهی بدی. وقتی من این موضوع رو اعلام کردم، یک مطلب ۱۰ صفحه‌ای جامع نوشتم و فایلی شامل آهنگ‌ها و ویدیوهایی رو بهش‌ پیوست کردم و برای تمام کسانی که بهشون اعلام کرده بودم فرستادم.

(خنده حضار)

و این مطلب رو در قسمت امضای ایمیل‌م تا ماه‌ها بعد نگه داشتم، چون این اعلام کردن هیچ‌وقت تمومی نداره. من به حسابداری که به امور مالیاتی‌م رسیدگی می‌کنه اعلام کردم و به مامورین حمل و نقل که نمی‌دونستن کدوم‌شون باید من رو تفتیش بدنی بکنن، مرد یا زن. یعنی، من الان به هرکسی که این برنامه رو می‌بینه هم اعلام کردم.

وقتی به پدرم گفتم، او خیلی خوب با تراجنسیتی بودن من برخورد کرد، که باعث شد یه نفس راحت بکشم، ولی به محض اینکه شروع به صحبت در مورد تغییر فیزیکی هم کردم او به هم ریخت. و من به سرعت فهمیدم علت‌ش اینه که او هم مثل خیلی‌های دیگه فکر می‌کنه تغییر فیزیکی فقط یک معنا داره: جراحی. حالا، گوش کنین، اگر یک جراحی معجزه‌وار وجود داشت که می‌تونست من رو یک‌ شبه به یک مرد قدبلند، عضلانی و اون تصویر ایده‌ال اجتماعی از مرد تبدیل کنه، من یک لحظه هم تعلل نمی‌کردم. متاسفانه، به این راحتی نیست. یک دوجین جراحی‌های مختلف برای تغییر جنسیت وجود دارن از جراحی‌های قفسه سینه گرفته تا قسمت‌های تحتانی تا مونث‌سازی صورت و تراش دادن مردانه. خیلی از تراجنسیتی‌ها در طول زندگی‌شون فقط یک جراحی رو انجام می‌دن، اگه بدن. شاید به این دلیل که شخصا نیازی احساس نمی‌کنن اما دلیل‌ش گرون بودن این جراحی‌ها هم هست، و بیمه درمانی به تازگی شروع به پوشش‌دهی این موارد کرده. در عوض، قدم اول برای یک فرد تراجنسیتی که به دنبال تغییر فیزیکی هست معمولا هورمون درمانیه. هورمون‌ها دلیل کلفتی صدای من و اندک مویی روی گردن‌م هستن و یک جوش بزرگ روی چونه‌م. درواقع، شما برای بار دوم دوران بلوغ رو می‌گذرونین ... خوش می‌گذره.

(خنده حضار)

حالا، به دلیل اینکه تغییرات ما آروم‌تر و سخت‌تر هستن از سوء برداشت‌های تاریخی که مردم رو به سمتی می‌بره که باور دارن ماجرا گیج‌کننده می‌شه که زمان مناسب برای اینکه اون فرد رو با نام و ضمایر جدیدش صدا کنی کی هست. هیچ نقطه‌ی مشخصی در تغییر فیزیکی وجود نداره که در اون یک فرد تراجنسیتی به جنسیت واقعی خودش تبدیل بشه. به محض اینکه اون‌ها اسم و ضمایر جدیدشون رو به شما می‌گن، همون موقع استفاده از اون‌ها رو شروع کنین. این تغییر ممکنه سخت باشه. ممکنه یه جاهایی اشتباه کنین؛ من خودم با آدم‌های تراجنسیتی دیگه دچار اشتباه شدم. ولی همیشه با خودم فکر می‌کنم، اگه ما تونستیم Puff Daddy رو به P. Diddy تغییر بدیم، و وقتی در تشخیص جنسیت گربه خونگی یکی اشتباه می‌کنیم و به خاطرش صمیمانه عذرخواهی می‌کنیم - می‌خوام بگم، فکر می‌کنم می‌تونیم همین تلاش رو برای آدم‌های واقعی زندگی‌هامون انجام بدیم.

حالا، درمورد تراجنسیتی‌ها هیچ موضوعی برای مردم عجیب‌تر از توالت‌های عمومی نیست. آه، توالت‌ها — نقطه مبارزه‌ی سیاسی اخیر برای مخالفین جامعه‌ی دگرباشان. یک موضوع جالبی در مورد توالت‌ها وجود داره: تعداد افرادی از اعضای کنگره که محکوم به آزار کسی در توالت‌های عمومی شده‌ن از تعداد تراجنسیتی‌های محکوم بیشتره.

(خنده حضار)

راست‌ش ما تراجنسیتی‌ها خیلی بیشتر از حدی که شما از ما می‌ترسین، از شما می‌ترسیم. این یکی از مباحث مهم در جوامع تراجنسیته که باید از چه توالتی استفاده کرد و کی، که موجب بروز جلب‌توجهی نشه که می‌تونه به ما آسیب برسونه. من به شخصه استفاده از توالت مردانه رو زمانی شروع کردم که در توالت زنانه با نگاه‌های ترسیده و گیج مواجه شدم، با این وجود که از رفتن به توالت مردونه واقعا وحشت داشتم. و اغلب ما تصمیم می‌گیریم کلا نریم دست‌شویی. یک تحقیق از افراد تراجنسیتی در سال ۲۰۱۵ نشون داد که هشت درصد از ما مبتلا به عفونت مجاری ادراری شدیم در سال گذشته به خاطر امتناع از استفاده از توالت‌های عمومی. این قوانین مربوط به توالت‌های عمومی از هیچ‌کس محافظت نمی‌کنن. تمام کاری که می‌کنن اینه که مطمئن بشن وقتی افراد تراجنسیتی در توالت‌های عمومی مورد آزار واقع می‌شن و ماجرا رو گزارش ‌می‌دن، قانون دیگه از ما حمایت نخواهد کرد.

تراجنسیتی بودن به معنای در معرض حمله‌ی روزانه‌ی این سوء برداشت‌ها بودنه. و برای من نسبتا آسونه. من سفید‌پوست‌م، بدن‌م سالمه و به قله‌ی برتری نزدیک‌م. برای دگرباش‌ها، برای زنان تراجنسیتی، برای تراجنسیتی‌ها رنگین‌پوست، این روند خیلی سخت‌تره.

پس من به شما مجموعه‌ای ابتدایی از آگاهی در مورد تراجنسیتی رو دادم که امیدوارم منجر به یادگیری‌های بیشتر از سوی خودتون بشه. با تراجنسیتی‌ها حرف بزنین. به ما گوش بدین. صدای ما رو تقویت کنین. حساسیت رو از روی ما بردارین و به آدم‌های اطراف‌تون آگاهی بدین تا ما هربار مجبور نباشیم اینکارو بکنیم. شاید یک روزی، وقتی بگم، "سلام، من جک هستم، یک تراجنسیتی" تنها جوابی که بگیرم این باشه، "سلام، خوشوقتم."

متشکرم.

(تشویق حضار)