Return to the talk Return to talk

Transcript

Select language

Translated by Leila Ataei
Reviewed by soheila Jafari

0:11 ابرها. آيا هيچوقت توجه كرده‌‌ايد كه تا چه ميزان مردم درباره آنها ناله مى‌‌كنند؟ زخم و زبان بدى نثارشان مى‌‌شود. اگر راجع به آن فكر كنيد، در زبان انگليسى در رابط با ابرها تعابير منفى نوشته شده است. وقتى كسى كه افسرده يا بى‌‌روحيه است، مى‌‌گويند زير ابر است. و هنگامى كه اخبار بد در جريان باشد، ابرى در افق وجود دارد. چند روز پيش مقاله‌‌اى ديدم كه درباره مشكلاتى در رابطه با پردازش كردن كامپيوتر در اينترنت بود. "ابرى بر فراز ابرها،" عنوان آن بود.

0:46 بنظر مى‌‌رسد كه آنها استعاره پيشفرض افراد در رابطه با حوادث بد و افسردگى باشند. اما من فكر مى‌‌كنم كه آنها زيبا هستند، اينطور فكر نمى‌‌كنيد؟ فقط اشكال از اينجاست كه زيبايشان گم شده است چون خيلى همه جا حاضرند، نمى‌‌دانم خب شايد هم معمولى هستند كه مردم متوجه آنها نمى‌‌شوند. آنها نه فقط متوجه زيبايى نمى‌‌شوند، بلكه حتى متوجه ابرها هم نمى‌‌شوند مگر اين كه سر راه خورشيد قرار گيرند. و البته اين كه مردم فكر مى‌كنند ابرها مثل چيزهايى مى‌‌مانند كه سر راه قرار مى‌‌گيرند. به آنها بعنوان چيزهاى اعصاب خرد كن، آزار دهنده و مانع فكر مى‌‌كنند، و سپس با عجله دست بكار مى‌‌شوند و به آسمان آبى فكر مى‌‌كنند.

1:20 (خنده)

1:22 اما اكثر مردم، وقتى دست از سوال از كردن از آنها برداريد شيفتگى عجيب خود براى ابرها را خواهند پذيرفت. به شيفتگى نوستالژيك و دلتنگی ميماند، و باعث مى‌‌شود كه به جوانيشان فكر كنند. خب كى اينجاست كه نتواند فكر كردن، نگاه كردن و يافتن شكل‌‌ هايى در ابرها را در هنگم كودكيش بخاطر بياورد؟ مى‌‌دانيد كه شما در آن موقع استاد روياپردازى بوده‌‌ايد؟

1:49 آريستوفان، نمايشنامه نويس يونان باستان، ابرها را دو هزار و پانصد سال قبل بعنوان الهه‌‌هاى حامى رفقاى بيكار شرح داده بود، و قابل درك است كه منظورش چه بود. فقط بخاطر اين است كه اين روزها، ما بزرگترها بنظر مى‌‌رسد كه در اجازه دادن بخودمان براى غرق شدن در تخيلاتمان بى‌‌ميل هستيم، اينكه بگذاريم همراه با نسيم بحركت دربيايند، و به نظرم كه خيلى حيف است. فكر مى‌‌كنم ما بايد احتمالاً يك خرده بيشتر اين كار را انجام دهيم. فكر مى‌‌كنم شايد بهتره يك خرده بيشتر تمايل داشته باشيم که به منظره زيباى نور خورشيد كه از پشت ابرها بيرون مى‌‌زند نگاه كنيم و بگوييم، " يك لحظه صبر كن، دو تا گربه هستند كه سالسا مى‌‌رقصند!"

2:29 (خنده)(تشويق)

2:31 يا ديدن آن ابر پف كرده سفيد بزرگ در آنجا بر فراز مركز خريد كه شبيه آدم برفى مكار است كه مى‌‌خواهد از يك بانك سرقت كند.

2:42 (خنده)

2:45 آنها به نسخه‌‌هاى طبيعى آن دسته از تصاوير جوهرى ميمانند كه روان‌‌شناسها در دهه شصت عادت داشتند به بيمارانشان نشان دهند، و فكر مى‌‌كنم اگر شكل‌‌ها را در نظر بگيريد، آنها را توى ابرها مشاهده مى‌كنيد و در هزينه روانكاو صرفه‌‌جويى خواهيد كرد. فرض كنيم كه شما عاشقيد، خب؟ به بالا نگاه مى‌‌كنيد و چى مى‌‌بينيد؟ درسته؟ يا شايد هم بلعكس. تازه از سوى طرفتون ترك شده‌‌ايد، و به هر طرف كه نگاه مى‌‌كنيد، جفتهايى را در حال بوسيدن مى‌‌بينيد.

3:12 (خنده)

3:14 شايد لحظه‌‌اى از وحشت و نگرانى را سپرى مى‌‌كنيد. ممكن است درباره مردن خودتان فكر مى‌‌كنيد. و آنجا در افق، دروگر مرگ باشد.

3:23 (خنده)

3:26 يا شايد يكى را ببينيد كه با بالا تنه برهنه حمام آفتاب مى‌‌گيرد.

3:30 (خنده)

3:31 آن چه معنايى دارد؟ آن چه معنايى دارد؟ ايده‌‌اى ندارم.

3:40 اما يك چيزى را كه مى‌‌دانم اين است: جو بدى كه درباره ابرها وجود دارد، كاملاً ناعادلانه است. فكر مى‌‌كنم كه بايد از آنها دفاع كنيم، بهمين سبب، همين چند سال پيش، انجمن قدردانى از ابر Cloud Appreciation Society را شروع كردم. الان ده‌‌ها هزار عضو در تقريباً ١٠٠ كشور در سرتاسر دنيا دارد. و همه اين عكسهايى كه دارم به شما نشان مى‌‌دهم، توسط اعضاء فرستاده شده‌‌اند. و انجمن براى اين وجود دارد كه به آدمها اين را خاطر نشان كند: ابرها وسيله زارى كردن نيستند. بر عكس. آنها در واقع، متفاوت‌ترين، مهيج‌‌ترين و شاعرانه‌‌ترين جنبه طبيعت هستند. بنظرم، اگر سرتان را در ميان ابرها بگيريد و زندگى كنيد از حالا به بعد، به شما كمك مى‌‌كند كه از واقعيت دور نشويد. و من مى‌‌خواهم دليلش را به شما نشان دهم، البته به كمك برخى از انواع ابرهاى محبوبم.

4:28 بگذاريد از اين شروع كنم. اين ابر سيروس است، كه نامش از لاتين گرفته شده و به معناى پيچ و تاب مو است. تماماً از كريستال‌‌هاى يخ تشكيل مى‌‌شود، كه از آن بالا به صورت آبشارى تا تروپوسفور مى‌‌رسند، و در همان حال كه اين كريستالهاى يخ فرو مى‌‌ريزند، همراه با بادهاى مختلف از لابلاى لايه‌‌هاى مختلفى مى‌‌گذرند و سرعتشان كم و زياد مى‌‌شود، و به ابر ظاهرى را مى‌‌دهد كه گويى ناشى از آثار ضربات قلموست، اين اشكال شبيه به آثار ضربات قلمو بعنوان ابرهاى پانچ شده شناخته مى‌‌شوند. و اين بادها در آن بالا مى‌‌تواند خيلى خيلى سهمناك باشد. آنها مى‌‌توانتد ٣٠٠-٢٠٠ مايل در ساعت سرعت داشته باشند. اين ابرها به سرعت در حال حركتند، اما خب از اين پايين، به نظر مى‌‌رسد كه شبيه اكثر ابرها، به كندى، و زيبايى حركت مى‌‌كنند. و همينطور براى تنظيم شدن با ابرها در آن ميان يواش مى‌‌كنند، آرام مى‌‌شوند. شبيه يه كم مديتيشن روزانه است.

5:10 اين‌‌ها ابرهاى معمولى هستند. اما ابرهاى كميابى مثل لنتى‌‌كولاريس چطور كه شكل بشقاب پرنده هستند؟ اين ابرها در نواحى كوهستانى تشكيل مى‌‌شوند. وقتى باد عبور مى‌‌كند، و بلند مى‌‌شود تا از فراز كوهستان بگذرد، مى‌‌تواند در ماواى قله مسير موج‌‌وارى را در پيش بگيرد به همراه ابرهايى كه در بالاترين درجه از اين موجهاى هواى غيرقابل رويت ايستا شناورند، يعنى اين اشكالى كه شبيه بشقاب‌‌هاى پرنده‌‌اند، و برخى از عكسهاى سياه و سفيد اوليه از بشقاب پرنده‌‌ها در واقع از اين ابرهاى لنتى‌‌كولاريس بوده است. حقيقت دارد.

5:39 يك كم ناياب‌‌تر هم ابرهاى پانچ شده هستند، اينطور نيست؟ اين وقتى است كه يك لايه از قطرات ريز بسيار بسيار سرد آب تشكيل مى‌‌شود، و در يك ناحيه شروع به منجمد شدن مى‌‌كنند، و اين مجموعه‌‌هاى در حال انجماد زنجيرى را بوجود مياورند كه از بيرون به سمت كريستالهاى يخى آبشارى و رو به پايين آويزان گسترش ميابند، از پايين به آن ظاهر اندام پيچدار ستاره دريايى را مى‌‌دهند.

5:58 يك ابر نادرتر ديگه كلوين هلمهوتز است. خيلى اسم شيكى نيست . لازم است كه عوض شود. اين مثل مجموعه‌‌اى از امواج شكننده است، و مسببش اين بادهاى قيچى كننده هستند-- باد روى لايه ابر و باد زير لايه ابر بطور عمده‌‌اى با هم فرق دارند، و در آن وسط، يعنى مابين اين هواى نوسان‌‌دار را داريد و اگر تفاوت در آن سرعتها بجا باشد، رئوس اين نوسانات بر فراز اين گردابهاى زيباى موج‌‌وار شكننده حلقه مى‌‌شوند.

6:27 درست است، آنها در مقايسه با ابرهاى سيروس كمياب‌‌ترند. اما چندان هم كمياب نيستند. اگر نگاه كنيد، و به آسمان توجه كنيد، آنها را دير يا زود خواهيد ديد، شايد به اندازه اين يكى‌‌ها مهيج نباشند، اما آنها را خواهيد ديد. و آنها را اطراف جايى خواهيد ديد كه زندگى مى‌‌كنيد. ابرها از پُر عادلانه‌‌ترين نمايش‌‌هاى طبيعت هستند، زيرا ما همگى منظره‌‌اى خوب و فوق‌‌العاده‌‌اى از آسمان داريم. و اين ابرها، ابرهايى ناياب هستند، كه به ما يادآورى مى‌‌كنند كه چيزهاى عجيب و مرموز در زندگى روزمره يافت مى‌‌شوند. چيزى مقوى‌‌تر، مهيج‌‌تر از حيرت‌‌زده و مبهوت شدن براى ذهنى فعال و پرسشگر وجود ندارد. بهمين سبب است كه همه ما امروز در اينجا در TED هستيم، اينطور نيست؟ اما لازم نيست براى متحير شدن از اين دنيا آشنا به آن سر ديگرش سفر كنيد. فقط بايد قدم به بيرون بگذاريد، و به هر چيز خيلى معمولى، خيلى روزمره و خيلى دنيوى توجه كنيد، كه بقيه آن را نمى‌‌بينند.

7:21 يكى از ابرهايى كه مردم بندرت از دستش مى‌‌دهند: ابر طوفان‌‌زاى كومولونيمبوس است. همان چيزى كه رعدو برق و تگرگ را توليد مى‌‌كند. اين ابرها در آن بالا با اين سبك سندانى عظيم تا ١٠ مايل به داخل اتمسفر ادامه يافته‌‌اند. آنها بيان‌‌گر معمارى باشكوه اتمسفر ما هستند. اما از آن پايين، آنها تجسم قدرتمندى، نيرو و قدرت عنصرهايى هستند كه اتمسفرمان را هدايت مى‌‌كند. در آنجا بودن به معناى در ارتباط بودن با باران قدرتمند و مه است، حس ارتباط داشتن با اتمسفر. يادآورى كننده آن است كه ما مخلوقاتى هستيم كه در اقيانوسى از هوا سكونت داريم. ما زير آسمان زندگى نمى‌‌كنيم. ما توى آن زندگى مى‌‌كنيم. و آن ارتباط، كه يك ارتباط درونى بين اتمسفر ماست براى من مثل پادزهر عمل مى‌‌كند. اين پادزهرى است براى تمايل رو به رشدى كه ما داريم تا حس كنيم ما واقعاً قادر به تجربه كردن زندگى بواسطه تماشا كردن آن بر صفحه كامپيوتر هستيم، البته مى دانيد اين مال وقتى است كه در محدوده واى-فاى باشيم.

8:23 اما تنها ابرى كه بهتر از همه توضيح مى‌‌دهد چرا ابر يابى بيش از هر زمان ديگرى با ارزش است، اين يكى است، يعنى ابر كومولوس. درسته؟ در يك روز آفتابى بوجود ميايد. اگر چشمانتان را ببنديد و به يك ابر فكر كنيد، احتمالاً يكى از اينهايى باشد كه به ذهنتان خطور مى‌‌كند. همه آن شكلهاى ابر در آغاز، بصورت ابرهاى كولوموس بودند. خطوط تيز و شكننده اين شكل آن را بهترين گزينه براى يافتن شكل‌‌هاى آن مى‌‌كند. و به ما ماهيت بى‌‌هدف ابر يابى را يادآورى مى‌‌كند، اين كه چه فعاليت بى‌‌هدفى است. شما قرار نيست دنيا را با دراز كشيدن و زل زدن به آسمان تغيير دهيد، قراره؟ بيفايده است. فعاليت بيفايده‌‌اى است، دقيقاً بهمين خاطر است كه خيلى مهم است.

9:10 دنياى ديجيتالى امروز مصمم است در ايجاد حس مشغوليت دائمى در ما، مشغوليت مداوم. مى‌‌دانيد، وقتى كه با فشارهاى متداول كسب روزى و سر سفره نان آوردن، سرپرستى خانواده، نوشتن نامه‌‌هاى تشكرآميز سر و كار نداريد، حالا بايد با در نبرد براى پاسخ دهى به كوهى از ايميل‌‌هاى پاسخ داده نشده‌‌، به روز كردن صفحه فيس بوك و توييت كردن اخبار باشيد. و علافی ابريابى را قانونى مى‌كند.

9:41 (خنده)

9:43 و گاهى اوقات نياز داريم --

9:45 (تشويق)

9:51 گاهى اوقات محتاج بهانه‌‌هايى براى اینکه هیچ کاری نکنیم هستیم. ما نيازمند اين هستيم كه از سوى اين الهه‌‌هاى حامى دوستان تنبل خاطر نشان شويم براى يواش كردن و در زمان حال بودن، و فكر نكردن درباره اين كه چكارهايى را بايد انجام مى‌داديد و چكارهايى را هم نبايد، اما فقط اينجا بودن، اجازه دادن به اين كه تخيل ما از دغدغه‌‌هاى روزمره كنده شود و فقط در حال سير كند، برايتان خوب است، و براى حسى كه داريد خوب است. براى ايده‌‌هاى شما خوب است. براى خلاقيت شما خوب است. براى روح شما خوب است.

10:28 پس به نگاه كردن ادامه دهيد، از زيبايى زودگذر شگفت زده شويد، و همواره يادتان باشد كه زندگى را در حاليكه سر در ابرها داريد، زندگى كنيد.

10:37 خيلی سپاسگزارم.

10:38 (تشويق)