شیوانی سیرویا
1,546,527 views • 8:11

چقدر لازم است یک نفر را بشناسید تا برای قرض دادن به او احساس راحتی کنید؟

تصور کنید می‌خواستید ۱٫۰۰۰ دلار به کسی که دو ردیف عقب تر از شما نشسته قرض بدهید. چه چیزی لازم است درباره‌ی او بدانید تا خیال‌تان راحت شود؟

مادر من در اواخر سی سالگی‌اش به آمریکا آمد. او پزشکی است در بروکلین٬ و به دوستان و همسایگان اجازه می‌دهد تا برای خدمات درمانی به او مراجعه کنند٬ چه بتوانند همان موقع هزینه را بپردازند یا نه. به یاد دارم که در فروشگاه به بیماران او برخورد می‌کردیم یا در پیاده رو٬ و بعضی وقت‌ها انها می‌آمدند و همان جا هزینه‌ی جلسات قبلشان را پرداخت می‌کردند. او هم از آنها تشکر می‌کرد٬ و احوال خودشان و خانواده‌شان را می‌پرسید. او به آنها اعتبار می‌داد چون به انها اعتماد داشت.

بیشتر ما شبیه مامان من هستیم. ممکن است به کسی که می‌شناسیم اعتبار بدهیم یا کسی که کنار ما زندگی می‌کند. اما بیشتر ما احتمالا حاضر نیستیم به یک غریبه قرض بدهیم مگر اینکه چیز هرچند مختصری درباره او بدانیم.

بانک‌ها٬ موسسات مالی و اعتباری و سایر سازمان‌های سرمایه گذاری ما را به صورت شخصی نمی‌شناسند٬ اما برای اعتماد به ما روشی دارند٬ و آن بر اساس امتیازات اعتباری ما است. امتیازات اعتباری ما بر اساس جمع آوری و تحلیل اطلاعات عمومی مصرف ما ساخته می‌شوند. و به خاطر آنها٬ ما دسترسی نسبتا آسانی به همه‌ی خدمات و کالاهای مورد نیاز داریم٬ از برق منزل گرفته تا خریدن خانه٬ یا پذیرفتن خطر و آغاز یک تجارت.

اما ... ۲.۵ میلیارد نفر در سراسر دنیا هستند که امتیاز اعتباری ندارند. این یک سوم جمعیت جهان است. آنها امتیازی ندارند چون اطلاعات عمومی ثبت شده درباره‌ی آنها وجود ندارد — نه حساب بانکی٬ نه پیشینه‌ی اعتباری٬ و نه حتی شماره تأمین اجتماعی. و به همین دلیل که امتیازی ندارند٬ به اعتبار یا محصولات مالی دسترسی ندارند تا زندگی خود را بهبود ببخشند. به آنها اعتماد نمی‌شود.

پس ما به دنبال راهی برای ایجاد اعتماد بودیم و تا بتوانیم برای ۲.۵ میلیارد نفر دسترسی مالی ایجاد کنیم. پس ما یک نرم افزار موبایل ساختیم که با استفاده از اطلاعات موبایل برای آنها امتیاز اعتباری می‌سازد. هم اکنون بیش از یک میلیارد تلفن هوشمند در بازارهای در حال توسعه وجود دارد. و مردم هم مثل ما از آنها استفاده می‌کنند. به دوستانشان پیام متنی می‌دهند٬ به دنبال مسیرها می‌گردند٬ در اینترنت گردش می‌کنند و حتی نقل و انقال مالی انجام می‌دهند.

با گذشت زمان٬ این داده‌ها بر روی تلفن همراه ثبت می‌شوند٬ و تصویر واقعا کاملی از زندگی فرد را به وجود می‌آورند. مشتری‌های ما امکان دسترسی به این اطلاعات را می‌دهند و ما آنها را با استفاده از نرم‌افزار ثبت می‌کنیم. این به ما کمک می‌کند تا میزان ارزش اعتباری هرکس را متوجه شویم کسانی مانند جنیفر٬ صاحب یک کسب و کار کوچک در نایروبی کنیا. جنیفر ۶۵ سال دارد و برای دهه‌ها یک غرفه غذافروشی را اداره می‌کرده است در بخش تجاری مرکزی. او سه پسر دارد که آنها را به آموزشگاه فنی و حرفه‌ای فرستاده است٬ و او همچنین رهبر گروه محلی است٬ گروه پس انداز.

کار غرفه‌ی غذافروشی جنیفر خوب است. او هر روز درست به اندازه‌ی هزینه‌ها درآمد دارد. اما از نظر مالی در امنیت نیست. هر مورد غیر مترقبه‌ای می‌تواند او را مقروض کند. و او هیچ درآمد اضافه‌ای هم ندارد تا روش زندگی خانواده‌اش را در جریان حوادث بهبود ببخشد٬ یا برای بزرگ کردن تجارتش سرمایه گذاری کند. اگر جنیفر اعتبار بخواهد٬ گزینه‌های او محدود هستند. او می‌تواند وام اندکی بگیرد٬ اما باید گروهی ایجاد کند که اعتبار او را تضمین کنند. و حتی آن وقت هم٬ حجم وام بسیار کم خواهد بود و تأثیر چندانی در تجارت او نخواهد داشت٬ به طور متوسط چیزی در حدود ۱۵۰ دلار. نزول خورها همیشه یکی از گزینه‌ها هستند٬ اما با نرخ بهره‌ی بیش از ۳۰۰ درصد٬ خطر بالایی دارند. و چون جنیفر وثیقه یا پیشینه اعتباری ندارد٬ نمی‌تواند برای دریافت وام تجاری به بانک مراجعه کند.

اما یک روز٬ پسر جنیفر او را قانع کرد که نرم افزار ما را بگیرد و برای یک وام درخواست بدهد. جنیفر به تعدادی سوال در گوشی خود پاسخ داد و امکان دسترسی به چند تا از اطلاعات کلیدی دستگاهش را به ما داد.

و این چیزی است که ما مشاهده کردیم. خوب٬ اول خبر بد. میزان پس انداز جنیفر پایین بود و هیچ سابقه‌ی دریافت وامی نداشت. این‌ها عواملی هستند که برای یک بانک به منزله خط قرمز هستند. اما نقاط دیگری در سابقه‌ی او بود که تصویر خیلی دقیق تری از پتانسیل او به ما داد. به عنوان مثال٬ مشاهده کردیم که او معمولا با خانواده‌اش در اوگاندا تماس می‌گیرد. خوب٬ مشخص شد که این اطلاعات چهار درصد افزایش در دریافت را نشان می‌دهند برای کسانی که به طور مداوم با چند وابسته‌ی نزدیک ارتباط برقرار می‌کنند. همچنین توانستیم ببینیم که چون او در طول روز زیاد جابجا می‌شود٬ تقریبا الگوی حرکتی ثابتی دارد٬ و او یا در خانه یا در غرفه‌ی غذا فروشی به سر می‌برد. و این اطلاعات شش درصد افزایش در بازپرداخت را نشان دادند برای مشتریانی که به طور مداوم وقت خود را در مکان به خصوصی سپری می‌کنند.

همچنین توانستیم ببینیم که او در طول روز با افراد زیادی در تماس است و شبکه پشتیبانی قدرتمندی دارد. اطلاعات ما نشان می‌دهد افرادی که با بیش از ۵۸ نفر در تماس هستند وام گیرندگان بهتری از آب در می‌آیند. در مورد جنیفر٬ او با ۸۹ نفر مختلف در تماس بود٬ که موجب شد نه درصد بازپرداخت او افزایش پیدا کند.

این ها تنها چند نمونه از هزاران داده‌‌ی کلیدی هستند که ما برای ارزیابی اعتبار افراد به آنها توجه می‌کنیم. و پس از بررسی همه این اطلاعات٬ ما اولین خطر را پذیرفتیم و به جنیفر اولین وام را دادیم. این‌ها اطلاعاتی هستند که بر کاغذ نمی‌آیند و به صورت رسمی ثبت نمی‌شوند. اما اعتماد به وجود می‌آورند. با نگاهی ورای درآمد افراد٬ می‌توانیم در جوامع درحال توسعه افرادی را پیدا کنیم که در نگاه اول خطرناک و غیر قابل پیش بینی به نظر می‌رسند اما درواقع مشتاق هستند و توانایی بازپرداخت را دارند.

امتیازات اعتباری ما به ما کمک کرده تا در کنیا بیش از ۲۰۰٫۰۰۰ وام اعطا کنیم تنها در سال گذشته. و نرخ بازپرداخت‌های ما بیش از ۹۰ درصد است — که٬ به هر حال٬ هم رتبه نرخ سنتی بازپرداخت‌های بانکی است.

با چیزی به سادگی امتیاز اعتباری٬ ما به مردم قدرت می‌دهیم تا آینده‌ی خود را بسازند. مشتریان ما وام‌هایشان را برای مخارج خانوادگی٬ مخارج غیر مترقبه٬ مسافرت٬ و یا سرمایه گذاری در تجارت مصرف کرده‌اند. آنها در حال ساختن اقتصاد و جامعه‌ای بهتر هستند جایی که افراد بیشتری بتوانند موفق باشند.

در طول دو سال گذشته از به کارگیری نرم افزار ما٬ جنیفر پس انداز خود را ۶۰ درصد افزایش داده است. او همچنین دو غرفه غذافروشی دیگر هم دایر کرده است و هم اکنون درحال برنامه ریزی برای ساختن رستوران خود است. او برای یک وام تجاری کوچک در یک بانک سرمایه گذاری درخواست داده است٬ چون حالا او سابقه اعتباری لازم را دارد تا لیاقت خود را به اثبات برساند.

من همین هفته‌ی پیش جنیفر را در نایروبی ملاقات کردم٬ و او به من گفت که شوقی برای شروع کردن دارد. او گفت٬ "فقط پسرم مطمئن بود من از عهده بر می‌آیم. حتی خودم هم فکر نمی‌کردم موفق شوم." او در تمام عمر باور داشت قسمتی از دنیا هست که درهایش به روی او بسته است.

حالا کار ما این است که درهای دنیا را برای جنیفر باز کنیم و میلیاردها نفر مثل او که لیاقت اعتماد را دارند.

متشکرم.

(تشویق)