امروز من میخواهم در مورد طراحی صحبت کنم، ولی نه آن طراحی که ما معمولا دربارهاش فکر میکنیم میخواهم درباره آنچه که اکنون در فرهنگ علمی و بیوفناوری ما در حال رخ دادن است صحبت کنم، جایی که، واقعاْ برای اولین بار در تاریخ، ما این قدرت را داریم که بدنها را طراحی کنیم، بدن حیوانات را طراحی کنیم، بدن انسان را طراحی کنیم. در تاریخ سیاره ما، سه موج بزرگ تکامل بودهاست.
اولین موج تکامل چیزیاست که ما به عنوان تکامل داروینی میشناسیم. خوب، همونطور که همه شما میدانید، گونههای مختلف در شرایط اقلیمی ... و آب و هوایی خاصی زندگی کردند، و فشارهای آن محیطها... انتخاب کرد که کدام تغییر، در طی جهشهای تصادفی در گونهها،... باقی بمانند. بعد، انسان از جریان تاریخ تکامل داروینی... بیرون آمد. و دومین موج بزرگ تکاملی را ایجاد کرد، این بود که ما محیطی را که در آن تکامل یافتهایم ... را تغییر دادیم. ما با ایجاد تمدن شرایط اقلیمی خودمان را ... دستکاری کردیم. و این دومین جریان عظیم -- چند صد هزار سال، 150000 سال -- حریان تکامل ما بودهاست. با تغییر محیطمان ما فشارهای جدیدی را بر انداممان وارد کردیم تا تکامل یابند. چه از طریق ساکن شدن در جوامع کشاورزی، تا رسیدن به داروهای مدرن، ما تکامل خود را تغییر دادیم. اکنون ما در حال ورود به سومین موج عظیم... تاریخ تکامل هستیم. که اسمهای زیادی داشتهاست: تکامل عمدی، تکامل با طراحی -- که با طراحی هوشمند خیلی متفاوت است -- که بوسیله آن ما اکنون واقعاْ عمدا فیزیولوژی کسانی که ساکن دنیای ما هستند را... طراحی و دستکاری میکنیم.
خوب، میخوام که شما را به یک تور خیلی سریع درباره آن ببرم و سپس در پایان کمی درباره اینکه برای ما، برای گونه ما، و همینطور برای فرهنگهای ما برای ما، برای گونه ما، و همینطور برای فرهنگهای ما این تغییرات چه مفهومی دارد، صحبت میکنیم. ما این کار را زمان زیادی است که انجام دادهایم. ما با پرورش انتخابی حیوانات هزاران سال پیش آغاز کردیم. و اگر برای مثال به سگها فکر کنید، سگهای کنونی موجودات طراحیشده عمدی هستند. سگی در این جهان وجود ندارد که موجود طبیعی باشد. سگها نتیجه پرورش انتخابی ویژگیهایی است که ما دوست داریم. ولی در گذشته ما مجبور بودیم که این کار رو به روش سختش انجام بدهیم با انتخاب بچههایی که نوع خاصی بودند، و بعد پرورش آنها. بعد از این لازم نیست که به این روش عمل کنیم.
این یک بیفالو ست. ترکیبی از بوفالو و گاو. و الان دارند آنها را میسازند و یک روز، شاید خیلی زود، شما میتوانید نانشیرینی بیفالو را در سوپرمارکت محلهتان ببینید. این یک بوسفنده، ترکیب بز و گوسفند. دانشمندانی که این موجود کوچک بامزه را ساختند در نهایت آن را کشتند و بعد خوردنش. و فکر کنم که گفتند مزش است شبیه مرغ است. این یک شاما است، شاما ترکیب شتر و لاما است. ساخته شد جهت تلاش برای ترکیب سخت کوشی شتر با برخی ویژگیهای شخصیتی لاما. با برخی ویژگیهای شخصیتی لاما. و اکنون در برخی فرهنگها از این استفاده میشود. این یک شَبر هست، این بزرگترین گربه در جهان است -- ترکیب شیر و ببر. از ببر بزرگتر است. در مورد شَبر، در واقع یک یا دو مورد در حیاتوحش هم دیده شده است. ولی اینها توسط دانشمندان با استفاده از پرروش انتخابی و فناوری ژنتیک ساخته شده است. و نهایتا، مورد علاقه همه، گوراسب. و نهایتا، مورد علاقه همه، گوراسب. هیچ کدام از اینها فوتوشاپ نیست، اینها موجودات واقعی هستند. و خوب، یکی از چیزهایی که ما انجام داده ایم استفاده از بهبود ژنتیکی، یا دستکاری ژنتیکی، از یک پرورش انتخابی که کمی با ژنتیک دستکاری شده است. و اگر آن همه موضوع بود، یک چیز جالب بود. ولی یک چیز خیلی خیلی قویتر اکنون دارد اتفاق میافتد. ولی یک چیز خیلی خیلی قویتر اکنون دارد اتفاق میافتد.
اینها سلولهای معمولی هستند که با ژن زیستتابشی تغییر یافتهاند که از عروسدریایی اعماق دریا برداشته شدهاست. همه ما میدانیم که برخی از موجودات اعماق دریا میدرخشند. خوب، حالا آنها این ژن، ژن زیستتابش، را برداشتهاند و درون سلولهای پستانداران گذاشتهاند. اینها سلولهای معمولی هستند. و آنچه که اینجا میبینید همین سلولها هستند که در تاریکی تحت طول موج مشخصی از نور میدرخشند. و همینکه تونستند این کار را با سلولها بکنند، میتوانند روی اعضا هم همین کار را انجام دهند. خوب این کار را روی بچه موشها کردند، و بچه گربهها. دلیل اینکه گربهها اینجا نارنجیاند و اینها سبز اینست که اون (نارنجی) ژن زیستتابش از مرجان است، و این از عروسدریایی است. و آنها همین کار روی با خوک کردند، و روی سگهای کوچک، و حتی این کار را روی میمونها کردند و اگر بتوانید آن را روی میمونها انجام دهید -- با اینکه تفاوت عظیمی در آزمایش دستکاری ژنتیکی بین میمونها و بوزینهها است -- و اگر بتوانند روی میمونها انجام دهند احتمال زیاد میتوانند راهی برای انجام آن روی بوزینهها پیدا کنند که به این معنی است که میتوانند روی انسانها انجام دهند. به بیان دیگر، روی کاغذ ممکن است که در زمان نه چندان دوری، ما قابلیت زیستفناوریای داشته باشیم که بتوانیم انسانهایی بوجود بیاوریم ... که در تاریکی میدرخشند. راحت میشه ما را در شب پیدا کرد.
در واقع، هم اکنون در بسیاری از ایالتها، میتوانید بیرون بروید و حیوانات خانگی درخشنده بخرید. اینها ماهی هستند. در حالت عادی سیاه و نقرهایاند. اینها ماهیهایی هستند که تغییرات ژنتیکی یافتهاند که زرد، سبز یا قرمز باشند، و اینها همین الان در برخی ایالتها موجودند. بقیه ایلالتها آنها را ممنوع کردهاند. هیچ کس نمیداند با این موجودات چه کند. هیچ بخشی از دولت -- نه EPA و نه FDA -- کنترلی بر حیوانات خانگی با تغییر ژنتیکی ندارد. و خوب بعضی ایالتها تصمیم گرفتهاند که به اینها اجازه بدهند و بعضی ایالتها تصمیم گرفتهاند که اینها را ممنوع کنند.
ممکن است بعضی از شما درباره بررسیهای FDA روی قزلآلای تغییر ژنتیکی یافته خوانده باشید. بررسیهای FDA روی قزلآلای تغییر ژنتیکی یافته خوانده باشید. قزلآلای بالا قزلآلای چینوکِ تغییرژنتیکییافته است، که از ژن این قزلآلاها و ... ماهیهای دیگری که ما میخوریم، استفاده میکند تا سریعتر رشد کنند و غذای کمتری استفاده کنند. و اکنون FDA تلاش میکند که تصمیم نهایی در مورد اینکه آیا شما میتوانید این ماهی را، به زودی، بخورید یا نه، بگیرد -- این در فروشگاهها به فروش برسد. و قبل از اینکه خیلی درباره آن نگران شوید، اینجا در آمریکا، اکثریت غذایی که شما در سوپرمارکتها میخرید اجزای تغییرژنتیکی دادهشدهای در خود دارند. خوب، با اینکه ما خیلی درباره آن نگرانیم، اما قبلا اجازه دادهایم که در سطح کشور بدون هیچ قانونی وجود داشته باشد -- در اروپا وضع خیلی متفاوت است -- حتی بدون هیچ مشخصهای بر روی بستهبندی.
اینها اولین حیوانات همانندسازیشده... در نوع خودشان هستند. اینجا پایین سمت راست، دالی را میبینید، اولین گوسفند همانندسازیشده -- اکنون پرشدهاش در موزهای در ادینبورگ است. رالف موش صحرایی، اولین موش صحرایی همانندسازیشده. سیسی گربه، اولین گربه همانندسازیشده، اسناپی، اولین سگ همانندسازیشده، اسناپی برگرفته از کلمات انگلیسی "حیوان خانگی دانشگاه ملی سئول" است -- که در کره جنوبی همانندسازی شدهاست. در حاشیه، این همان کسی است که اگر به خاطر داشته باشید مجبور شد که با رسوایی کنارهگیری کند، به این خاطر که گفته بود سلول بنیادی انسانی را همانندسازی کردهاست، که البته نکرده بود. در واقع او اولین کسی بود که یک سگ را همانندسازی کرده بود، که کار خیلی سختی است، چونکه ژنوم سگ خیلی انعطاف پذیر است. این پرومتی، اولین اسب همانندسازیشده است. یک اسب هافلینگر است که در ایتالیا همانندسازی شدهاست یک حلقه طلایی در همانندسازی به این خاطر که اسبهای زیادی هستند که مسابقات مهمی را میبرند که اخته شدهاند. به عبارت دیگر امکانات اینکه از آنها در اصلاح نژاد استفاده کنیم ... از آنها خارج شده است. ولی اگر بتوانید چنین اسبی را همانندسازی کنید، میتوانید هم از برتری مسابقه با اسب اختهشده استفاده کنید و هم اینکه از نمونه دقیقا مشابه ژنتیکی آن برای اصلاح نژادی بهره بگیرید. اینها اولین گوسالههای همانندسازیشده اند، اولین روباههای خاکستری همانندسازیشده. و در نهایت، اولین خوکهای همانندسازی شده: الکسیس، چیستا، کارل، جینی و داتکام.
علاوه بر آن ما شروع به استفاده از فناوری همانندسازی کردهایم تا گونههای در خطر انقراض را حفظ کنیم. این استفاده از حیوانات برای تولید دارو و سایر چیزهایی است که ... ما میخواهیم بسازیم در بدن آنها. مثلا آنتیترومبین در این بز -- این بز طوری تغییر ژنتیکی داده شده است که مولکولهای شیر آن در واقع شامل مولکولهای آنتیترومبینی میشود که شرکت GTC Genetic میخواند تولید کند. علاوه بر آن، خوکهای تغییر ژنتیکی دادهشده، از انستیتوی ملی علوم حیوانی در کره جنوبی، آنها میخواهند که از این خوکها، برای تولید انواع داروها و سایر مواد شیمیایی استفاده کنند برای تولید انواع داروها و سایر مواد شیمیایی استفاده کنند آنها میخواهند که خون و شیر این حیوانات آنها میخواهند که خون و شیر این حیوانات مواد را تولید کند به جای اینکه مواد را به روشهای صنعتی تولید کنند.
اینها دو موجود هستند که برای نجات گونههای در خطر انقراض تولید شدهاند، برای نجات گونههای در خطر انقراض تولید شدهاند، گوار گونه در معرض خطر از سُمداران در جنوبشرق آسیا است. یک سلول بدن، از بدن آن برداشته شد و و در رحم یک گاو پرورش داده شد، و سپس اون گاو یک گوار را به دنیا آورد. چیزی شبیه این در مورد قوچ کوهی (موفلُن) انجام شد، این گونه در خطر انقراضی از گوسفند است. اون در رحم یک گوسفند معمولی قرار دادهشد، که البته مشکل بیولوژیکی جالبی را بوجود آورد. ما دو نوع دیانای در بدنمان داریم. دی انای هسته سلولی ما که همه به عنوان دیانای ما میشناسند، ولی ما یک دیانای هم در میتوکندریمان داریم، که بستههای انرژی سلول هستند. اون دیانای توسط مادرمان به ما منتقل میشود. پس در حقیقت، آنچه که ما در نهایت اینجا داریم یک گوار یا یک موفلن نیست، ولی یک گوار با میتوکندری گاو، و بنابراین دیانای میتوکندری گاو، و یک موفلن با دیانای میتوکندری گونه دیگری از گوسفند. و یک موفلن با دیانای میتوکندری گونه دیگری از گوسفند. اینها در حقیقت ترکیب هستند و حیوان خالص نیستند. و این سوال را پیش میآورد که ما چگونه میخواهیم گونههای حیوانی را در عصر زیستفناوری تعریف کنیم. سوالی که ما هنوز مطمئن نیستیم چطور حلش کنیم. سوالی که ما هنوز مطئن نیستیم چطور حلش کنیم.
این موجود دوستداشتنی یک سوسک آسیایی است و چیزی که آنها اینجا انجام دادند اینست که الکترودهایی در مغز آن قرار دادند و بعد یک فرستنده روی آن قرار دادند، و اون روی یک توپ بزرگ ردیاب کامپیوتری است. و حالا با استفاده از جویاستیک، آنها میتوانند این موجود را... دور آزمایشگاه بچرخانند و راست و چپ یا جلو عقب ... رفتن آن را کنترل کنند. آنها یک نوع ربات حشرهای ساختهاند، یا باگبات. از این هم بدتر میشود -- یا شاید هم بهتر. این در واقع یکی از مهمترین پروژههای دارپا است -- این در واقع یکی از مهمترین پروژههای دارپا است -- دارپا یک موسسه تحقیقاتی دفاعی است. پرهای این سوسکهای پرنده سیمبندی شدهاند. پرهای این سوسکهای پرنده سیمبندی شدهاند. یک تراشه کامپیوتری بر پشت اینها بسته شدهاست، و آنها میتوانند این موجودات را دور آزمایشگاه پرواز دهند. میتوانند آنها را به راست یا چپ هدایت کنند. میتوانند آنها را از زمین بلند کنند. آنها نمیتوانند واقعا آنها را بنشانند. آنها سوسکها را دو سانتیمتر بالای زمین قرار میدهند، و همه چیز را خاموش میکنند و بعد پوف. ولی این نزدیکترین چیزی است که به فرودآوردن اینها رسیدهاند.
و در واقع، این فناوری چنان گسترش یافته است، و این موجود -- این یک بید است. این بید در مرحله شفیرهای است، و این موقعی است که آنها سیمها را جا میگذارند و فناوری کامیپوتری را جاسازی میکنند. و بعد وقتی که بید واقعا به شکل بید در میآید، قبلا مداربندی شدهاست. سیمها قبلا در بدن آن هستند، و محققان فقط کافیاست که ارتباط آن را با فناوری برقرار کنند، و اکنون باگباتها آمادهاند، و میتوانند آنها را برای رصد بیرون بفرستند. میتوان دوربینهای کوچکی را روی آنها نصب کنند و شاید روزی ... ابزار جنگی جدیدی را ... به میدان جنگ معرفی کنند.
فقط حشرات نیستند. این رَتبات یا روبو-موش است توسط سنجیو تالوار در دانشگاه SUNY. دوباره، این همان فناوری را دارد، این الکترودهایی دارد که به نیمکره چپ و راست مغز آن میرود، و یک دوربین هم در روی سر آن است. دانشمندان میتوانند مجبور کنند که این موجودات چپ یا راست بروند. دانشمندان میتوانند مجبور کنند که این موجودات چپ یا راست بروند. آنها مجبورشان کردند که درون هزارپیچ حرکت کنند و کنترلشان کنند که کجا میروند. آنها اکنون ربات حیوانی ساختهاند. دانشجویان تحصیلات تکمیلی در آزمایشگاه سَنجیو تالوار گفتند «آیا این اخلاقی است؟ ما استقلال این حیوانات را از آنها گرفتهایم.» من به این موضوع برمیگردم.
کارهایی هم با میمونها انجام شدهاست. این میگوِل نیکولِلیس از دانشگاه دوک است. او میمونها را برداشت، طوری مداربندیشان کرد که کامپیوتر بتواند مغز آنها را در حین حرکت بررسی کند، مخصوصا با نگاه کردن بر حرکات دست راست آنها. کامپیوتر فعالیتهای مغز میمون را با راههای مختلف حرکت دست آموخت. کامپیوتر فعالیتهای مغز میمون را با راههای مختلف حرکت دست آموخت. بعد آنرا به یک دست مصنوعی متصل کردند، که در این تصویر میبینید، دست را در اتاق دیگری گذاشتند. خیلی سریع، کامپیوتر با خواندن امواج مغزی میمون، آموخت که دست دیگر در اتاق دیگر را، دقیقا مطابق با حرکات دست میمون حرکت دهد. بعد او مانیتوری را در قفس میمون قرار داد بعد او مانیتوری را در قفس میمون قرار داد که به میمون حرکات دست مصنوعیاش را نشان میداد، و میمون خیلی هیجانزده شد. میمون فهمید که هر کاری با دستش انجام دهد، این دست مصنوعی هم انجام میدهد. و کمکم او آن را حرکت میداد و حرکت میداد، و کمکم دست راستش را حرکت نداد، و با خیره نگاه کردن به مانیتور، میتوانست که دست مصنوعیاش را در اتاق دیگر حرکت دهد تنها با موجهای ذهنی -- یعنی اینکه میمون اولین موجود در تاریخ جهان است که سه دست مستقل سالم مستقل دارد.
و این فقط فناوری نیست که ما درون حیوانات میگذاریم. این توماس دیمارسه در دانشگاه فلوریدا است. او اول 20هزار و بعد 60هزار نورونهای جداشده موش را برداشت -- یعنی آنها تک نورونهایی هستند که از موش گرفته شدهاند -- و آنها را روی یک تراشه گذاشت. آنها به صورت خودکار یک شبکه ایجاد کردند، و یک تراشه ترکیبی بوجود آمد. و او از آن برای یک قطعه آیتی و او از آن برای یک قطعه آیتی که مکانیسمی را که یک شبیهساز پرواز را راهاندازی میکرد، استفاده کرد. و اکنون ما تراشههای کامپیوتری حیوانی داریم که از شبکههای نورونی خودساخته تشکیل شدهاند. در نهایت، موسی-ایوالدی از نورثوسترن یک مغز کاملا دستنخورده و جدای یک مارماهی را برداشت. این مغز مارماهی است. این زنده است، مغز کامل دستنخورده در محلول غذایی با این الکترودها که از اطراف به آن میروند، سنسورهای حساس به نور را به مغز متصل کرد، آن را درون یک دستگاه گذاشت -- این دستگاه است، مغز اونجا در وسط قرار دارد -- و از این مغز به عنوان تنها پردازنده برای این دستگاه استفاده کرد، وقتی نور را به این دستگاه میتابانید، دستگاه به سمت نور حرکت میکند؛ وقتی که خاموشش میکنید از آن دور میشود. آن نوردوست است. و خوب ما الان یک مغز کامل زنده مارماهی داریم. و خوب ما الان یک مغز کامل زنده مارماهی داریم. آیا آن به فکرهای یک مارماهی فکر میکند که آنجا در محیط غذایی نشسته است؟ من نمیدانم، ولی در واقع آن یک مغز زنده کامل است که ما توانستهایم که زنده نگهداریم تا کارهای ما را انجام دهد.
خوب، ما اکنون در مرحلهای قرار داریم که موجوداتی را برای اهداف خود میسازیم که موجوداتی را برای اهداف خود میسازیم این یک موش است که توسط چارلز وَکانتی از دانشگاه ماساچوست ساخته شده است. او این موش را تغییر داده است، این موش تغییر ژنتیکی داده شده است که پوستی داشته باشد که واکنش ایمنتی کمتری به پوست انسان داشته باشد، یک ساختار پلیمری گوش زیر آن قرار داد و یک گوش ساخت که بعد میتوان از موش خارج کرد و به یک انسان پیوند زند. مهندسی ژنتیک ترکیب با فیزیوفناوری پلیمری ترکیب با پیوندعضوغیرانسان به انسان. این جایی است که ما در این فرایند قرار داریم.
درنهایت، همین اواخر، کِریگ وِنتِر اولین سلول مصنوعی را ساخت، اینطور که او یک سلول را برداشت، به کمک یک دستگاه سنتز دیانای، یک ژنوم مصنوعی تولید کرد، آن را درون یک سلول دیگر گذاشت -- ژنوم متعلق به سلولی که درونش قرار داد نبود -- و بعد آن سلول مثل ... سایر سلولها خودش را تکثیر کرد. به بیان دیگر، آن اولین موجود در تاریخ جهان بود که یک کامپیوتر والدین آن است -- والدین حیوانی ندارد. و بنابراین، نشریه اکونومیست میپرسد: «اولین ارگانیسم مصنوعی و پیامدهای آن»
خوب، ممکن است شما فکر کرده باشید که بوجود آمدن زندگی قرار بود که چیزی شبیه این باشد. (خنده) ولی در واقع، آزمایشگاه فرانکِنشتاین آنطور نیست. این شکل آزمایشگاه فرانکِنشتاین است. این دستگاه سنتز دیانای است، و اینجا در پایین ... بطریهای A, T, C و G است چهار ماده شیمیایی که زنجیره دیانای را میسازد. چهار ماده شیمیایی که زنجیره دیانای را میسازد.
و بنابراین، ما میخواهیم که از خودمان چند سوال بپرسیم. برای اولین بار در تاریخ این سیاره، ما میتوانیم مستقیما ارگانیسمها را طراحی کنیم. ما با قدرتی بیسابقه میتوانیم جوهره زندگی را دستکاری کنیم. ما با قدرتی بیسابقه میتوانیم جوهره زندگی را دستکاری کنیم. و این برای ما مسئولیتی ایجاد میکند. آیا همه چیز خوب است؟ آیا درست است که ما هر موجودی را که میخواهیم دستکاری کنیم و بسازیم؟ آیا ما آنقدر آزادی داریم که حیوانهایی را طراحی کنیم؟ آیا ما آنقدر آزادی داریم که حیوانهایی را طراحی کنیم؟ آیا ما اجازه داریم روزی به فروشگاه «حیوان خانگی من» برویم و بگوییم: «من یک سگ میخوام، میخوام سرش از سگ پاکوتا باشه، بدنش سگ شکارچی باشه، و شاید یه مقدار پشم صورتی و توی تاریکی هم بدرخشه» آیا صنعت اجازه داره که موجوداتی بسازه که در شیر، در خون، در بزاق دهان و دیگر سیالات بدنش، داروها و سایر مواد شیمیایی که ما میخواهیم را بسازد و بعد آنها را در سیلوهای بزرگ به عنوان ماشینهای تولید جاندار، نگهداری کنیم؟ آیا ما اجازه داریم که رباتهای حیوانی بسازیم آنجایی که ما استقلال را از حیوانها میگیریم و و آنها را تبدیل به اسباببازیهای خودمان میکنیم؟
و آخرین قدم از این، وقتی که ما این فناوری را در حیوانات بهینه کردیم و ما شروع به استفاده از آن در انسانها کردیم، راهنماهای اخلاقی که... ما استفاده خواهیم کرد چی هستند؟ هماکنون در حال رخ دادن است، داستان علمی-تخیلی نیست. نه تنها ما از اینها در بدن حیوانات استفاده میکنیم، بلکه شروع به استفاده بعضی از آنها در بدن خودمان هم کردهایم. بلکه شروع به استفاده بعضی از آنها در بدن خودمان هم کردهایم.
ما اکنون کنترل تکامل خودمان را به دست گرفتهایم. ما مستقیما آینده گونههای این سیاره را طراحی میکنیم. ما مستقیما آینده گونههای این سیاره را طراحی میکنیم. این برای ما مسئولیتی عظیمی را به بار میآورد این تنها مسئولیت دانشمندان و متخصصین اخلاق نیست این تنها مسئولیت دانشمندان و متخصصین اخلاق نیست که اکنون درباره آن فکر میکنند و مینویسند. این مسئولیت همه ماست چرا که تعیین میکند که ما در آینده چطور سیارهای و چه شکل بدنهایی خواهیم داشت. چرا که تعیین میکند که ما در آینده چطور سیارهای و چه شکل بدنهایی خواهیم داشت.
You can share this video by copying this HTML to your clipboard and pasting into your blog or web page. This video will play with subtitles.
You either have JavaScript turned off or have an old version of the Adobe Flash Player. To view this rating widget you
need to get the latest Flash player.
If your browser allows only "trusted sites" to execute Javascript, you should add the "googleapis.com" domain to your whitelist to allow our Flash detection to work properly.
Got an idea, question, or debate inspired by this talk? Start a TED Conversation.
در TEDxPeachtree، زیست-اخلاقشناس پاول روت وُلپ یک سری آزمایشهای خارقالعاده در مهندسیِ زیست را توصیف میکند، از حیوانات خانگی ترکیبی تا موشی که گوش انسان رشد میدهد. او میپرسد: آیا وقت آن نرسیدهاست که قوانین پایه وضع شوند؟
Paul Root Wolpe examines the ethical implications of new science -- genetic modification, neuroscience and other breakthroughs that stretch our current philosophy to the breaking point. He's the chief bioethicist at NASA, among other appointments. Full bio »
Translated into Persian by Farzad Sekhavati
Reviewed by Mehdi Saberioon
Comments? Please email the translators above.
12:45 Posted: May 2011
Views 402,525 | Comments 88
19:25 Posted: Jul 2007
Views 734,104 | Comments 126
19:42 Posted: Jun 2010
Views 541,514 | Comments 366
Just follow the guidelines outlined under our Creative Commons license.
This comment will be attributed to . Not ? Sign Out.