وضعیت کنونی اقتصاد واقعیت غیر قابل انکاری است. پس اجازه بدهید درباره آن صحبت کنیم. من می خواهم یک تصویر از وضعیت فعلی اقتصاد به شما بدهم. آن را می توانید پشت سر من ببینید.
البته چیزی که ما باید به خاطر داشته باشیم این است. و چیزی که باید درباره آن فکر کنید این است که، عواقب بازی با آتش چیست؟ پس کاری که من در 17.5 دقیقه آینده می خواهم انجام بدهم این است که ابتدا درباره آتش صحبت کنم -- وضعیت کنونی اقتصاد چگونه است -- و بعد از آن سعی خواهم کرد سه موضوعی که در طی ۲۵ سال در TED دنبال شده و خواهد شد را در کنار یکدیگر تحلیل کنم. و سعی خواهم کرد به شما نشان دهم که نوسازی عظیم چگونه خواهد بود. این سه گرایش، توانایی مهندسی سلول ها، توانایی مهندسی بافت ها و ربات ها است. و چگونه این ها در کنار یکدیگر معنی پیدا خواهند کرد.
در هر صورت، اجازه بدهید از اقتصاد شروع کنیم. دو مشکل واقعاً بزرگ وجود دارد که هنوز رفع نشده است. یکی از آن ها اهرم های اقتصادی است. و مشکل اهرم های اقتصادی هم این است که باعث شده نظام مالی آمریکا این طور به نظر برسد.
شاخص بدهی به دارایی جاری یک بانک تجاری معمولی ۹ یا ۱۰ است. یعنی این که برای هر دلاری که شما سپرده گذاری می کنید ۹ یا ۱۰ برابر آن وام داده می شود. یک بانک سرمایه گذاری معمولی یک بانک سپرده گذاری نیست، یک بانک سرمایه گذاری است. که شاخص ۱۵ تا ۲۰ دارد. این طور مشخص شد که در سپتامبر شاخص «بانک آمریکا» ۳۲ بوده است. و شاخص سیتی بانک دوست داشتنی شما ۴۷ بوده است. اووپس. یعنی این که هر وامی که بازپرداخت نشود ۴۷ برابر بدهی به بار می آورد. و این البته، دلیل این است که چرا همه شما کمک های سخاوتمندانه و شگفت آوری به این قوم نجیب می کنید. و وقتی درباره آن فکر می کنید شگفت زده می شوید : خوب پس این بانک ها الان چقدر پول برای شما ذخیره دارند؟ (خنده) این اصلا خوشایند نیست.
دولت در طول این مدت مثل بابا نوئل رفتار کرده است. همه ما عاشق بابا نوئل هستیم، درست؟ ولی مشکل بابا نوئل این است که اگر شما به مخارج اجباریی که این قوم دارند و قول آن را داده اند نگاه کنید به این نتیجه می رسید که در سال ۱۹۶۷، ۳۸ درصد این مخارج اجباری مربوط به مواردی بوده است که ما به آن مخارج "استحقاقی" می گوییم. و در سال ۲۰۰۷ این مخارج به ۶۸ درصد کل رسیده است. و ما قرار نبود که تا سال ۲۰۳۰ به ۱۰۰ درصد برسیم. به جای آن ما آنقدر گرفتار خرج کردن یک تريليون این جا و یک تريليون آن جا بودیم که این روز حساب پس دادن را تا سال ۲۰۱۷ جلو آورده ایم. و ما تصور می کردیم که می توانیم پس دادن این وام ها را بر دوش بچه هایمان بگذاریم ولی حدس بزنید که چی شد؟ ما باید باز پرداخت این وام ها را شروع کنیم. و مشکل این کار این است که الان که زمان پرداخت صورت حساب ها رسیده، معلوم شد که بابا نوئل در تابستان به زیبایی زمستان نیست. درست؟
این ها تعدادی از توصیه های یکی از بزرگترین سرمایه گذاران در ایالات متحده است. این شخص شرکت سرمایه گذاری چین را اداره می کند. او یکی از خریدارن عمده ی اوراق قرضه خزانه است. او در دسامبر یک مصاحبه انجام داده است. این توصیه ی اول اوست.(نسبت به کشورهایی که به شما پول قرض داده اند مؤدب باشید) و این هم دومین توصیه ی اوست.(ما دوست داریم شما را حمایت کنیم به شرطی که این حمایت تاب آوردنی باشد) و در ضمن، نخست وزیر چین همین موارد را یکشنبه گذشته در اجلاس داووس تکرار کرده است. این مسئله به اندازه کافی جدی شده است که اگر ما توجه کافی به کسری بودجه نکنیم، با از دست رفتن ارزش شدید دلار مواجه خواهیم شد. و در نتیجه تمام شرط بندی ها را خواهیم باخت.
اجازه بدهید به شما نشان دهم که چه خواهد شد. من فکر می کنم بتوانم با اطمینان بگویم که من تنها تریلیونر در این جلسه هستم. این یک اسکناس واقعی است. این یک اسکناس ۱۰ تریلیون دلاری است. تنها مشکل این اسکناس این است که ارزش واقعی خود را از دست داده است. هفته گذشته ۸ دلار ازرش داشت.۴ دلار این هفته و یک دلار هفته آینده ارزش خواهد داشت. و این چیزی است در اثر عدم حمایت از پول یک کشور بر سر آن خواهد آمد. پس دفعه دیگر که کسی به جذابی این به در خانه شما آمد و بعضی مواقع به این جانور کرایسلر و بعضی مواقع فورد و ... هر چه که شما بخواهید می گویند -- شما تنها باید نه بگویید. و شما باید سعی کنید که از کلمه "استحقاق" دیگر استفاده نکنید. و دلیل این که این کار را باید در کوتاه مدت انجام دهیم هم این است که پول ما ته کشیده است.
اگر به بودجه فدرال نگاه کنید این چیزی است که خواهید دید. قطعه نارنجی بودجه اختیاری است. و بقیه بودجه اجباری است. اگر ما طرح پل های آلاسکا را لغو کنیم تفاوتی در کل ایجاد نخواهد شد. خوب، کاری که ما باید به انجام آن فکر کنیم کاهش هزینه های مربوط به درمان است. زیرا این هزینه های هنگفت بخش عمده ای از بودجه را به خود اختصاص داده است. ما باید به فکر این باشیم که از مردم بخواهیم که دیرتر بازنشسته شوند. اگر شما ۶۰ تا ۶۵ سال دارید به موقع بازنشسته می شوید. ذخیره بازنشستگی شما تازه تکمیل شده است. اما اگر ۵۰ تا ۶۰ سال دارید ما از شما می خواهیم که دو سال بیشتر کار کنید. اگر زیر ۵۰ سال دارید ما از شما می خواهیم چهار سال بیشتر کار کنید. این کار به این دلیل معقول است که وقتی پدر و مادر بزرگ شما خدمات تامین اجتماعی دریافت می کردند از ۶۵ سالگی شروع می کردند و انتظار می رفت در ۶۸ سالگی تسویه حساب کنند. ۶۸ ساله امروز جوان به حساب می آید. همچنین ما باید هزینه های نظامی را ۳ درصد در سال کاهش دهیم.
همین طور باید دیگر هزینه های اجباری را محدود کنیم. ما باید عادت قرض کردن به این مقدار را ترک کنیم زیرا در غیر این صورت همه بودجه را باید به باز پرداخت آن ها اختصاص دهیم. و ما باید دولت را کوچک کنیم. و اگر ما شروع به انجام این روند تغییرات نکنیم، با کاهش شدید ارزش دلار مواجه خواهیم شد. و به شکل ایسلند در خواهیم آمد. من می دانم که شما چه فکری می کنید. در صورتی یخ زدن جهنم ، این اتفاق برای ما خواهد افتاد. ولی اجازه بدهید به شما یاد آوری کنم که دسامبر گذشته در لاس وگاس برف بارید.
در صورتی که این مسائل رسیدگی نشوند این اتفاقی خواهد بود که می افتد. ژاپن در دهه ۸۰ با بحران مالی در زمینه مسکن مواجه شد. و ۲۲۵ شرکت بزرگ امروز ژاپن در حال حاضر یک چهارم ارزش ۱۸سال پیش خود را هم ندارند. اگر ما این مشکل را امروز حل نکنیم، دلتان می خواهد شاخص DOW در سال ۲۰۲۶ چگونه باشد؟ این پی آمد رسیدگی نکردن به مشکلات است. مگر این که شما بخواهید این فرد نه تنها مدیر ارشد مالی فلوریدا بلکه کل ایالات متحده شود. پس بهتر است که به این مشکلات رسیدگی شود. این عواقب کوتاه مدت بود. این ها شعله های آتش بودند. این بحران مالی است.
حالا، درست پشت سر بحران مالی یک موج بزرگتر وجود دارد. و این موضوعی است که باید درباره اش صحبت کنیم. این موج خیلی بزرگتر و خیلی قدرتمندتر است، و این موج البته تکنولوژی است. و نکته مهم در این مورد، این است که همان طور که ما باید از هزینه هایمان کم کنیم همچنین باید رشد پیدا کنیم. علاوه بر این ها، شرکت های نوپا ۰/۰۲ درصد از کل سرمایه GDP را در اختیار دارند و خروجی آن ها ۱۷/۸ درصد از GDP را تشکیل می دهد. گروه هایی مانند کسانی که در این جلسه هستند آینده اقتصادی آمریکا را شکل خواهند داد. و این چیزی است که ما باید به خاطر آن به رشد ادامه دهیم. نیاز نیست که ما رشد این پل را تا ناکجا آباد ادامه دهیم. برای همین اجازه بدهید یک رمان نویس را به این گفتگو وارد کنیم. و این جایی است که این سه گرایش به یکدیگر می رسند. این جایی است که توانایی مهندسی میکروب ها، توانایی مهندسی بافت ها، و توانایی مهندسی ربات ها ما را به سوی یک بازسازی عظیم پیش خواهند برد. اجازه بدهید تعدادی از مواردی که در گذشته دیده اید را برایتان دوباره نمایش بدهم.
کریگ ونتر سال گذشته حضور داشت و به شما اولین سلول کاملا قابل برنامه ریزی را نشان داد که مانند یک سخت افزار عمل می کند. که شما می توانید با وارد کردن DNA، آن را به عنوان یک موجود جدید راه اندازی کنید. به موازات آن در MIT، یک فهرست استاندارد از قطعات یدکی زیستی آماده کردند. آن را مثل یک لوازم یدکی فروشی برای قطعات زیستی تصور کنید. شما می توانید به این فهرست مراجعه کنید و برنامه مربوط به پروتئین، RNA یا DNA خود یا هر چیز دیگر را دریافت کنید و شروع به ساخت آن کنید. در سال ۲۰۰۶ گروه های دانش آموزی و دانشجویی را دور هم جمع کردند و شروع به ساختن این موجودات کوچک عجیب و قریب کردند. تنها فرق آن با گذشته این بود که این موجودات برخلاف بردهای الکترونیکی، جان داشتند.
این یکی از اولین چیزهایی است که آن ها ساختند. سلول ها یک چرخه زندگی دارند. ابتدا رشدی ندارند. بعد از آن به صورت نمایی رشد می کنند. در آخر رشدشان متوقف می شود. دانشجویان دکترا به دنبال راهی بودند که نشان دهد که سلول در کدام مرحله قرار دارد. برای این کار آن ها این سلول ها را طراحی کردند. که وقتی در مرحله رشد به صورت نمایی هستند، بوی گل امرودی خواهند داد. و وقتی که وارد مرحله آخر می شوند بوی موز خواهند داد. و شما می توانید به آسانی مشخص کنید که آیا آزمایش شما جواب می دهد یا نه. و این که در هر زمان در چه مرحله ای قرار دارید.
دو سال بعد شرایط کمی پیچیده تر شد. ۲۱ کشور دنیا جمع شدند و ۱۲ تیم انتخاب شدند. و شروع به رقابت کردند. تیم دانشگاه رایس ماده موجود در شراب قرمز را که سبب مفید بودن آن برای شما می شود در آبجو تولید کرد. به این صورت که رزوراترول حاصل را در آبجو وارد کردند. البته یکی از داورها شگفت زده شده بود و می گفت: وای! آبجوی ضد سرطان! پس حتما خدایی وجود دارد.
تیم تایوان کمی بلند پرواز تر بود. آنها تلاش کردند یک باکتری طراحی کنند که مانند کلیه ها عمل کند. چهار سال پیش من این تصویر را نشان شما دادم. و مردم اوه و آه کردند، چون که کلیف تابین توانسته بود جوجه ای با یک بال اضافه تولید کند. و این در آن زمان کار جالبی بود. ولی اکنون در حرکت از مهندسی باکتری به سوی مهندسی بافت هستیم. اجازه بدهید به شما نشان دهم که در این بازه زمانی چه اتفاقاتی افتاده است.
دو سال پیش شما این جانور را دیدید. یک جانور تقریبا منقرض شده در مکزیک. که اکولوتی نام دارد. که می تواند اندام های خود را بازسازی کند. شما می توانید نیمی از قلب آن را منجمد کنید.اما آن دوباره رشد خواهد کرد. می توانید نصف مغزش را منجمد کنید اما دوباره ساخته خواهد شد. تقریبا مثل زندگی در مجلس نماینده گان می ماند. (خنده) اما الان نیاز نیست که دیگر به خود جانور برای بازسازی اندام هایش دسترسی داشته باشیم. برای نمونه می توانیم دندان های موش را در ظرف آزمایشگاه تولید کنیم. و البته اگر بتوانیم دندان موش را در آزمایشگاه تولید کنیم، می توانیم دندان انسان را هم تولید کنیم. این شاید شما را متعجب نکند.درست؟ شما بدون دندان متولد شده اید. شما همه دندان های شیریتان را به پری دندان داده اید. و به جای آن یک سری جدید دندان رشد کرده است. ولی اگر یکی از دندان های سری جدید را از دست بدهید، دیگر دندانی به جای آن رشد نخواهد کرد. مگر این که شما وکیل باشید.
البته برای بقیه، ما روش تولید دندان را یاد گرفته ایم، برای این کار سلول بالغ بنیادی دندان را انتخاب می کنیم. آن را در یک قالب زیستی کشت می دهیم و دندان جدید ساخته می شود. و به آسانی آن را در جایش می کاریم. ما این کار را با چیزهای دیگر هم می توانیم انجام دهیم. مانند یک زن اسپانیایی که از سل در حال مرگ بود، یک نای به او اهدا شد. آن ها همه سلول های نای اهدایی را از آن جدا کردند و سلول های بنیادی خودش را بر روی غضروف باقی مانده اسپری کردند. و نای با سلول های خودی تولید شد. پس از ۷۲ ساعت این نای را به او پیوند زدند. او الان با بچه هایش زندگی می کند. این یکی در آزمایشگاه تونی آتالا در ویک فورست انجام می شود. او در آنجا برای سربازان زخمی گوش رشد می دهد. او همچنین مثانه را هم تولید کرده است. هم اکنون ۹ زن در بوستون با مثانه تولید شده در حال زندگی هستند. زندگی به این شکل خیلی دلپذیر تر از راه رفتن با یک کسیه پلاستیکی تا آخر عمر است.
این دارد کمی بی مزه می شود. نه؟ منظورم این است که شما درک می کنید پایان ماجرا چه خواهد بود. ولی من فکر کنم موضوع جالب تر از این خواهد شد. سال گذشته، این گروه توانستند تمام سلول های قلب را جدا کنند و تنها غضروف آن را باقی گذاشتند. بعد آن ها سلول های بنیادی موش را بر روی آن اسپری کردند. این سلول ها خود به خود سازمان یافتند و قلب شروع به تپش کرد. زندگی به وقوع پیوست.
این شاید یکی از پژوهش های خیلی بزرگ باشد. این کار در ژاپن و آمریکا به صورت هم زمان انجام شد. سال گذشته، آن ها سلول های پوست را به سلول های بنیادی تبدیل کردند. این کار این معنی را می دهد که شما می توانید از روی دستتان نمونه بردارید، و آن را تقریبا به هر عضو دیگر از بدنتان تبدیل کنید. و این موضوع به سرعت در حال گسترش و عمومیت یافتن، در تمام نقاط دنیا است.
سومین گرایش : ربات ها. بعضی از ما که سن و سالی داریم با این امید بزرگ شده ایم که تا الان دیگر "ربات روزی" سریال جتسونز را در خانه هایمان داشته باشیم. ولی چیزی که به ما رسید "رامبا" بود. (خنده) همچنین ما فکر می کردیم که در آینده این ربات ما را از خطر ها آگاه خواهد کرد. هیچ کدام این ها اتفاق نیفتاد. این ها ربات هایی هستند که برای حرکت بر روی سطوح صاف طراحی شده اند. روزی روی اسکیت حرکت می کند و آن یکی روی تسمه های تخت حرکت می کند. اگر محیط ما مسطح نباشد این دو ربات کابردی ندارند. به همین دلیل طراحی ربات های امروزی با گذشته کمی متفاوت است.
این ربات شرکت بوستون داینامیکز به نام "Big Dog" است. و این بهترین حالت انجام آزمون فیزیکی تورینگ است. اجازه بدهید به شما یادآوری کنم که آزمون تورینگ حالتی است که شما پشت یک دیوار هستید، و با یک شخص دیگر در آن طرف دیوار صحبت می کنید، و در صورتی که نتوانید تشخیص دهید که آن طرف دیوار انسان است یا کامپیوتر، آنگاه کامپیوترها به مرز هوشمندی انسان دست یافته اند. البته این آزمون هوشمندی تورینگ نیست، بلکه بهترین حالت انجام آزمون فیزیکی تورینگ است. کارهایی از این دست به سرعت درحال گسترش است. در ضمن این ربات می تواند ۱۷۵ کیلو بار را حمل کند. این ها تنها ربات های جالب نیستند. ربات های به شکل و اندازه مگس در هاروارد توسط رابرت وود ساخته شده است. در استنفورد ربات های چسبنده ای به اسم "Stickybots" ساخته شده است. و با به کارگیری این گرایش ها در کنار هم، با به کارگیری سلول ها، مهندسی بافت های زیستی و مهندسی مکانیک در کنار یکدیگر، نتایج عجیب و قریبی پیش خواهد آمد.
در المپیک گذشته این آقا، که رکورد های متعددی در پارا المپیک بدست آورده است، تلاش کرد در خود المپیک بدود. تنها مشکل اسکار پیستورز این است که بدون داشتن استخوان در قسمت پایین پاهایش متولد شده است. او تا مرز پذیرش در المپیک پیش رفت اما به او اجازه شرکت ندادند. او برای شرکت در المپیمک به دادگاه شکایت کرد، و در دادگاه برنده شد. اما دیگر دیر شده بود و به مسابقه نرسید. المپیک آینده شما می توانید روی اسکار یا یکی از جانشینانش، برای ورود به المپیک شرط بندی کنید. دو یا سه المپیک بعد از آن ، دیگر کسی توان رقابت با آن ها را نخواهد داشت.
با کنار هم قرار دادن این رشته ها، می توان کسانی که به طور کامل ناشنوا هستند را درمان کرد. تکامل وسایل کمک شنوایی را به یاد بیاورید؟ منظورم این است که اجداد شما از قیف های بزرگی برای شنیدن استفاده می کردند، و بعد از آن ها والدین شما یک جعبه های عجیبی داشتند که به طور ناگهانی مثلا سر شام بی مورد صدا می کرد. و الان به صورت خیلی کوچک در آمده که اصلاً دیده نمی شود. و همین طور الان کاشت حلزون شنوایی را داریم، که درون سر افراد قرار داده می شود و به ناشنوایان توانایی شنیدن می دهد. البته الان آن ها نمی توانند به خوبی من و شما بشنوند. اما در ۱۰ تا ۱۵ نسل بعدی ماشین ها خواهند توانست. و همان طور که گفتم نسل های ماشین نه نسل انسان. و در حدود ۲ تا ۳ سال آینده آن ها قادر خواهند شد بهتر از من و شما بشنوند، آن ها قادر خواهند شد صدای خفاش ها، صدای وال ها، حرف زدن سگ ها و دیگر موارد طیف صوت را بشنود. آن ها قادر به تمرکز بر صدای خاصی خواهند شد، قادر به کم و زیاد کردن حساسیت شنوایشان خواهند شد، و قادر به انجام انواع کارهایی که ما نمی توانیم، خواهند شد.
و همین ماجرا در مورد چشم در حال رخ دادن است. این یک گروه در آلمان است که شروع به طراحی چشمی کرده اند، تا افرادی که نابینا هستند بتوانند روشنایی را از تاریکی تشخیص دهند. خیلی ابتدایی. بعد از مدتی آن ها قادر خواهند شد اشیاء را ببینند. و بعد قادر خواهند شد رنگ ها و بعد از آن جزئیات و روزی خواهد رسید که آن ها می توانند به خوبی من و شما ببینند. چند سال بعد از آن قادر خواهند شد امواج ماورا بنفش را ببینند، بعد از آن قادر خواهند شد مادون قرمز و بعد از آن توانایی تمرکز، ریز بینی ، درشت بینی را خواهند داشت. آنها قادر خواهند شد انواع کارهایی که من و شما نمی توانیم بکنیم را انجام دهند. همه این موارد در حال کنار هم قرار گرفتن هستند، و این نکته ی خیلی مهمی است که ما درک کنیم که همان قدر که ما باید درباره بازی با آتش امروز نگران باشیم، باید آینده را هم زیر نظر داشته باشیم.
و البته اگر آینده به ۲۰۰ سال قبل بازگردد، چون هفته آینده دویستمین سالگرد تولد داروین است. و همین طور صد و پنجاهمین سالگرد انتشار کتاب خاستگاه گونههای اوست. داروین عقیده داشت که تکامل یک حالت طبیعی است. تکامل یک حالت طبیعی در همه موجودات زنده از جمله گونه ی انسان است. ۲۲ گونه مختلف از انسان وجود داشته است که در زمان های مختلف زندگی کرده اند و تکامل یافته اند و در مکان های مختلف سرگردان بوده اند و منقرض شده اند. تکامل یافتن در میان گونه ی انسان شایع است. و به همین دلیل است که با بررسی فسیل های باقی ماننده از آن ها، به این نتیجه می رسید که همه آن ها از جمله : راستقامت ها، هایدلبرگی ها، فلورس ها، نئاندرتال ها و آدم ها با یکدیگر هم پوشانی داشته اند. نکته مهم هم پوشانی انواع مختلف گونه ی انسان است و نه فقط یک نوع.
اگر به مفهوم این قضیه فکر کنید، این یک خلاصه از تاریخ جهان است. جهان در ۱۳/۷ میلیارد سال پیش خلق شد، و بعد از آن ستاره ها بوجود آمدند و بعد از آن سیارات و کهکشان ها و کهکشان راه شیری. و بعد زمین در ۴/۵ میلیارد سال قبل خلق شد. و بعد حیات در ۴ میلیارد سال قبل به وجود آمد. و بعد گونه ی انسان در شش هزارم میلیارد سال پیش بوجود آمدند و در آخر نوع انسان ما در ۱۵ هزارم میلیون سال قبل به وجود آمدند. تا-دا! شاید دلیل خلق جهان و همه کهکشان ها و سیاره ها و این همه انرژی و ماده سیاه و بقیه چیزها برای خلق آنچه که در این اتاق است باشد. شاید هم نه. اگر این طور باشد، کمی خودخواهانه خواهد بود. (خنده) پس اگر این دلیل خلق جهان نیست، پس در آینده چه خواهد شد؟ (خنده)
من فکر می کنم در آینده ما انواع دیگری از گونه انسان را خواهیم دید. من فکر می کنم که ما در آینده از نوع انسان به سمت انسان تکاملی خواهیم رفت. و من معتقدم که این مربوط به ۱۰۰۰ سال آینده نخواهد بود. بلکه من فکر می کنم اکثر ما آن را خواهیم دید. و نوه های ما در این شرایط زندگی خواهند کرد. انسان تکاملی این سه گرایش را در کنار یکدیگر قرار خواهد داد و این نوع از انسان کنترل مستقیم و سنجیده ای را بر تکامل خود و دیگر گونه های موجودات به دست خواهد گرفت. و این البته یک بازسازی عظیم خواهد بود.
You can share this video by copying this HTML to your clipboard and pasting into your blog or web page. This video will play with subtitles.
You either have JavaScript turned off or have an old version of the Adobe Flash Player. To view this rating widget you
need to get the latest Flash player.
If your browser allows only "trusted sites" to execute Javascript, you should add the "googleapis.com" domain to your whitelist to allow our Flash detection to work properly.
Got an idea, question, or debate inspired by this talk? Start a TED Conversation.
با وجود سرنگونی بانک های بزرگ خوان انریکز معتقد است که تحول و نوسازی عظیمی هنوز در راه است. ولی در نتایج آرا انتخابات یا بازار سهام نباید به دنبال آن گشت. بلکه این تحول از آزمایشگاه های علمی سرچشمه خواهد گرفت. این تحول جسمی قوی تر و ذهنی هشیارتر را برای نسل آیند نوید خواهد داد. در آینده فرزندان ما، با ما تفاوت خواهند داشت.
Juan Enriquez thinks and writes about profound changes that genomics will bring in business, technology, and society. Full bio »
Translated into Persian by Hasan Moeeni
Reviewed by Ali Moeeny
Comments? Please email the translators above.
18:10 Posted: Nov 2007
Views 472,497 | Comments 112
22:56 Posted: Nov 2006
Views 1,191,529 | Comments 175
15:54 Posted: Mar 2008
Views 618,031 | Comments 124
Just follow the guidelines outlined under our Creative Commons license.
This comment will be attributed to . Not ? Sign Out.