امروز می خوام در مورد تبدیل امیدوارانه ترس به امید براتون بگم. ما زمانیکه دکتر میرویم، و وارد مطب دکتر میشویم، کلماتی هستند که ما مایل به شنیدن آنها نیستیم. کلماتی که ما واقعا از شنیدن آنها ترس داریم. دیابت، سرطان، پارکینسون،آلزایمر، نارسایی قلبی، مشکل تنفسی. چیزهایی که ما آنها را به عنوان بیماریهای ناتوان کننده می شناسیم و تقریبا در مورد آنها کاری نمیشه کرد.
و چیزی که امروز می خواهم برایتان توضیح دهم روش متفاوت فکر کردن درباره درمان بیماریهای ناتوان کننده است، و چرا اهمیت دارد. چرا بدون آن ممکن است سیستم ایمنی بدنمان تحلیل برود، اگر فکر میکنید که آن تا حال تحلیل نشده است. و امروز ما از نظر کلینیکی کجا هستیم و در آینده کجا باید برسیم، و موانع کدامها هستند. ظرف مدت 18 دقیقه به همه اینها برسیم. قول میدهم
من با این اسلاید شروع می کنم، به این دلیل که این اسلاید بازگو کننده داستان يه راه است که since magazine به آن فکر مي کند این مربوط به نشریه سال 2002 بود با مقالات مختلف زیادی در مورد بیونیک انسان آن اساسا یک مسئله پزشکی احیا کننده بود. پزشکی احیاکننده یک مفهوم فوق العاده ساده ایست هر کسی قادر به درک آن می باشد. آن بسادگی سرعتی را که بدن خودش را التیام می بخشد تسریع می کند تا یک دوره زمانی کلینیکی مربوط بنابراین ما میدونیم که چطور این را با بسیاری از روشهایی که وجود دارند انجام دهیم. میدانیم که اگر مفصل رانمان آسیب دیده باشد، میتونید یک مفصل مصنوعی جایگزین کنید. و این موضوعیست که در جلد رویی مجله علمی درج شده است.
این کاملا ضد طب احیا کننده است. این طب احیا کننده نیست. طب احیا کننده چیزی است که Business Week عنوان میکند زمانیکه چندی پیش داستانی را در مورد طب احیا کننده مطرح کردند. هدف این است که بجای شناخت روش اصلاح درد با وسایل و داروها و روشهای مشابه-- و بعدا به این مسئله خواهم پرداخت-- بجای آن، عملکرد از بین رفته بدن را با احیای مجدد عملکرد اعضا و بافتهای آسیب دیده باز گردانیم. در نتیجه، در پایان درمان وضع بیمار مشابه وضعیتش بهنگام شروع درمان می باشد.
برخی ایده های خوب—اگرشما قبول کنید که این یک ایده خوبی است-- برخی از ایده های خوب داستان واقعی هستند. و این دقیقا مثل آن است. اگر شما تاریخ را مرور کنید، چارلز لیندبرگ – که معروفیتش به خاطر هواپیما است -- حقیقتا یکی از اولین افرادی بود، همراه با الکسیز کارل، یکی از نجیب زادگان برجسته راکفیلر، عنوان کرد که آیا می توان اعضای بدن را پرورش داد؟ و آنها این کتاب را در سال 1937 منتشر کردند، که در آن به این موضوع پرداختند که، چطور میتوان در راکتورهاي زيستي(bio-reactors) تمای اعضای بدن را پرورش داد؟ آز آن زمان به بعد ما پیشرفتهای زیادی داشته ایم. بعضی از کارهای مهییجی را که در حال انجامند برایتان شرح میدهم.
اما قبل از آن ، می خواهم نگرانیم را در مورد سیستم ایمنی و نیاز به آن را با شما در میان بگذارم. در گذشته بیشتر صحبتها در مورد بهبود کیفیت زندگی و فقرزدایی بود. و اساسا افزایش امید به زندگی در سراسر جهان. یکی از چالشها این است که هر چه قدر ثروتمند تر باشیم ، به همان اندازه طول عمرمان بیشتر خواهد بود. و هر قدر طول عمرمان زیاد باشد، هزینه آن بیشتر خواهد بود برای مراقبت بیشتر در برابر بیماریها با کهولت سن.
حقیقتا توانگری یک کشور برابر درصد جمعیت بیش از 65 سال است. و شما میبینید که یک کشور ثروتمند ، جمعیت سالخورده بیشتری دارد. دلیل اهمیت این چیست؟ و چرا این موضوع اکنون یک چالش مهيج ویژه ای است؟ اگر متو.سط سنی افراد کشور 30 سال باشد، بنابراین انواع بیماری معمولی که باید درمان شود شاید هر از گاهی در رفتگی قوزک پا، احتمالا در مواردی هم تنگی نفس باشد. اگر متو.سط سنی کشوری بین 55-45 سال باشد، بطور میانگین افراد دچار دیابت، دیابت نوع اول، نارسایی قلبی، بیماری عروق کرونری می شوند. بیماریهایی که ذاتا درمانشان مشکل است، و برای درمان آنها هزینه زیادی صرف می شود.
حال اینجا نگاهی به آمار نفوس در آمریکا داشته باشیم. این مربوط است به " ایالات متحده آمریکا" . در سال 1930، 41 کارگر با ازا هر بازنشسته 41 نفر که عمدتا بدون بیماری بودند، حق بيمه پرداخت مي کردند براي بازنشسته اي که با بيماري ديابت را دست و پنجه نرم مي کند در 2010 ،به دو کارگر با ازا هر يازنشسته در ايالات متحده رسيده است و این در هر کشور صنعتی، ثروتمند در جهان صدق میکند.. واقعا چطور میتوان هزینه درمان این بیمارها را متحمل شد، زمانیکه واقعیت سالخوردگی مثل این باشد؟
این است سن دربرابر هزینه درمان. و شما می بینید که در سنین 45و45-40 سالگی ، یک افزایش شدیدی در هزینه های درمان وجود دارد. واقعا جالب است – اگر بررسیهای درستی انجام دهید ، شما به عنوان یک فرد می توانید میزان هزینه صرف شده برای سلامتی تان را ، در طول زندگیتانحساب کنید. و تقریبا هفت سال آخر زندگی، افزایش{ هزینه} وجود دارد. و شما در حقیقت می توانید -- ( خنده) -- به آن کاری نداریم. ( خنده)
خیلی چیزهای کمی وجود دارد ، خیلی چیزهای کمی که شما می توانید انجام دهید که روشی را که شما می توانید این نوع بیماریها را درمان کنید تغییر خواهد داد و تجربه می کنید چیزی را که من آنرا طول عمر سالم می نامم. من چهار روش را پیشنهاد میکنم. و هیچیک از این روشها از یک سیستم بیمه یا یک سیستم قانونی تبعیت نمیکنند. تمامی چیزی که آن انجام میدهد تغییری برای فرد هزینه کننده است. آنها هزینه واقعی درمان را تغییر نمیدهند.
یک کاری که شما میتوانید انجام دهید،درمان نیست .شما می توانید مراقبت سلامتي را درجه بندی کنید. ما بیشتر از این راجع به آن صحبت نخواهیم کرد. خیلی ناراحت کننده است شما می توانید پیشگیری کنید. بطور واضح مبلغ زیادی باید صرف پیشگیری شود.
اما شاید چیزیکه برای من بیشتر جالب و مهم تر باشه، تشخیص بیماری درمراحل اولیه قبل از پیشرفت است، و سپس درمان بیماری بجای درمان درد است. به عنوان مثال، در مورد دیابت فکرکنید. امروزه ما راجع به بیماری دیابت چه کاری انجام میدهیم؟ ما بیماری را در آخرین مرحله تشخیص می دهیم،زمانیکه علائم بیماری ظاهر میشود، و سپس به مدت 140و30و20و10 سال علائم بیماری را درمان میکنیم. و بهترین کار را انجام میدهیم . انسولین بهترین درمان آن است. اما در نهایت آن مانع انجام کار را متوقف میکند، و دیابت منجر به یک بیماری قابل پیش بینی ناتوان کننده ای میشود.
چرا ما نمی توانیم چیزی را به پانکراس تزریق کنیم تا پانکراس را در مراحل اولیه بیماری احیا کند، حتی شاید قبل از این که نشانه های بیماری در ان ظاهر شود؟ و آن ممکن است در زمانیکه ما آنرا انجام میدهیم کمی هزینه بر باشد، اما آگر آن تاثیر گذار باشد، ما قادر خواهیم بود به روش دیگری عمل کنیم.
این تصویر ویدیویی ، فکر کنم چیزی را که در مورد آن صحبت می کنم را نشان دهد. این یک سوسمار آبی است که در حال بازسازی عضوی از بدنش (دست یا پا)هست. آگر یک سوسکمر آبی این کار را انجام بدهد، چرا ما نتوانیم؟ چند ویژگی مهم سوسمار آبی را در مورد بازسازی دست یا پا همین آلان نشان میدهم. اما چیزی که ما در طب احیا در مورد آن صحبت میکنیم بازسازی در کلیه اعضای بدن می باشد، بازسازی خود بافتها و اندامها. بنابراین واقعیت امروز اینست که اگر مریض شویم، ما علایم بیماری تان را درمان خواهیم کرد، و شما مجبورید با روش جدید زندگی خودتان را وفق دهید.
من فردا آن را برای شما توضیح میدهم -- و فردا در مورد آن بحث می کنیم، اما در آينده نزديک -- ما در مورد احيا توان بخشي صحبت خواهیم کرد. یک عضو مصنوعي از بدن وجود دارد، واقعا مشابه سربازی که از عراق برگشته است... 370 سربازی که از عراق برگشته اند عضوی از بدنشان را از دست داده اند. تصور کنید اگر آنها بجای آن چيزي که هستند (وجود معلوليت) با بازسازی عضو از دست رفته مواجه شوند اين يک مفهوم ديوانه کننده است به شما نشان خواهم داد که در ارتباط با این موضوع ما تا چه حد پیشرفته ایم.
اما این موضوع برای همه اعضا کاربرد دارد. ما چطور می توانیم آن را انجام دهیم؟ راه انجام این کار صحبت کردن با بدنمان هست. ما باید زبان گفتگو با بدنمان را یاد بگیریم. و به روشهایی رو آوریم که ما آنها را زمانی که جنینی بودیم میدانستیم. یک جنین پستانداراگر در طول سه ماهه اول بارداری عضوی را از دست بدهد، آن عضو را مجددا خواهد ساخت. بنابراین DNA ما توان انجام چنین مکانیزمهای ترمیم زخم را دارا می باشد. این یک فرایند طبیعی است، اما با افزایش سن از بین میرود. اگر یک کودک، تا قبل از 6 ماهگی سر انگشتش را در یک سانحه از دست بدهد آنها بخش از دست رفته را بازسازی خواهند کرد. زمانیکه به سن 5 سالگی برسد، دیگر قادر به بازسازی نخواهند بود.
بنابراین برای گفتگو با بدن به زبان بدن باید صحبت کرد. و ابزارهای مشخصی امروزه وجود دارد که به ما اجازه این کار را میدهد. می خواهم نمونه ای از این سه ابزاررا نشان دهم که بوسیله آنها می توانیم با بدنمان صحبت کنیم.
اولین مورد درمان سلولی است بطور آشکار ما بدنمان را طبق یک فرایند طبیعی التیام می بخشیم با استفاده از سلولهایی که بیشتر کارها را انجام میدهند. بنابراین اگر ما سلولهای مناسبی را پیدا کنیم و انها را در بدن جایگزین کنیم، ممکن است آنها کار معالجه را انجام دهند. دومین مورد، استفاده از مواد می باشد. دیروز در مورد اهمیت مواد جدید مطلبی را شنیدم. اگر ما موادی را بسازیم، طرح ریزی کنیم، یا از منابع طبیعی انها را استخراج کنیم، در نتیج آنها می توانیم موادی را داشته باشیم تا توسط آنها بدن قادر به التیام بخشیدن خودش باشد. و مورد آخر اینکه، ما می توانیم از ابزارهای هوشمند استفاده کنیم که کار بدن را آسانتر کرده و در التیام بخشیدن بدن به آن کمک خواهند کرد.
می خواهم نمونه ای از آنها را به شما نشان دهم، می خواهم نمونه ای از آنها را به شما نشان دهم، استیو بادیلک – از دانشگاه پیتسبرگ -- حدود یک قرن پیش ایده جالبی داشت. و از این قرار بود که اگر روده کوچک یک خوک، اگر همه سلولهایش دور انداخته شود، و طوریکه از نظر زیستی سلولهای فعالی باقی بمانند، همه فاکتورها و نشانه های لازم را دارا میباشد که علائم التیام بخشیدن رابرای بدن ارسال کند. و او یک پرسش مهمی را مطرح کرد. او پرسید، آیا اگر ماده ای ، یک ماده طبیعی که بطور طبیعی التیام بخشی روده کوچک را تحریک میکند، در قسمت دیگری از بدن قرار دهم عکس العمل مربوط به بافت را نشان میدهد یا باعث ایجاد روده کوچک خواهد شد، اگربخواهم یک گوش جدیدی را بوجود بیاورد؟
اگر مجبور نبودم، نمی خواستم این داستان را نقل کنم. این تصویر که را که می خواهم نشان بدهم -- (خنده) -- یک تصویر اجباری است. هر چند که ، آنهایی که کمی تهوع آور هستند -- ولو اینکه دوست ندارید جلوی دوستانتان به آن راضی باشید -- چراغها خاموش است. فرصت خوبیست که سرتان را پایین بیندازید ، گوشي بلک بري خود را چک کنيد، کار دیگری به غیر از نگاه کردن به پرده انجام بدهید. (خنده)
چیزی که می خواهم نشانم بدهم یک زخم دیابت هستش. و گرچه – خوب است که قبل از اینکه ان را ببینیم ، بخندیم. این حقیقت دیابت است. فکر کنم خیلی وقتها راجع به دیابت ، زخمهای دیابت می شنویم، ما کاری به درمان احتمالی زخم نداریم، چیزی که منجر به قطع عضو میشود، اگر نتوان درمانش کرد. بنابراین اسلاید را نشان میدهم.خيلي طول نمي کشه. این یک زخم دیابت است. خیلی ناراحت کننده است. درمانش قطع عضو {آسیب دیده} است. این یک خانم مسنی هست. او دچار سرطان کبد و دیابت هست. و تصمیم گرفته با بقیه قسمتهای سالم بدنش زندگی کند.
و پس ازیکسال تلاش برای معالجه آن زخم تصمیم گرفت، این روش جدید درمان را که استیو پیدا کرده ، امتحان کند. این تصویر زخم، بعد از 11 هفته است. این ماده فقط علائم طبیعی را شامل می شود. و بدن را برای دادن پاسخ التیام تحریک میکند که قبلا وجود نداشت.
دو اسلاید ناراحت کننده دیگری نیزبرای شماها وجود داره -- که به شما نشان میدهم وقتی دوباره نگاه می کنید. این یک اسب هستش.اسب دچار دردی نسیت. اگر درد میکشید ، این اسلاید ارا برایتان نشان نمیدادم. این اسب یک سوراخ بینی اضافی دارد به دلیل حادثه اسب سواری. درست پس از چند هفته از درمان -- در این مورد، با استفاده از مواد، تبدیل آن به ژل، و پوشیدن آن قسمت، و بعد تکرار درمان تا چندین بار-- و اسب بهبود می یابد.. اگر عمل (اولترا ساند) در آن محل انجام شود نتيجه فوق العاده خواهد بود
این تصویر دولفینی اتست که بالش مجددا پیوند خورده. اکنون حدود 400 هزار بیمار در جهان وجود دارد که از مواد برای درمان زخمهایشان استفاده کرده اند. ایا شما می توانید عضوی را بازسازی کنید؟ DARPA پانزده میلیون دلار به استیو پرداخت تا یک پروژه 8 موسسه ای را هدایت کند برای شروع فرایند مطرح کردن پرسش .
و من تصویر 15 میلیون دلاری را به شما نشان خواهم داد. این یک پیرمرد 78 ساله است که سر انگشتش را از دست داده است. کودکی را که قبلا سر انگشتش را از دست داده بو و به آن اشاره کردم را به یاد بیاورید. بعد از درمان این شکلی است. این امروزه اتفاق می افتد از لحاظ کلينيکي اين امکان پذير است موادی وجود دارند که این کار را انجام میدهند.
اما آیا می توانید شما کمی جلوتر بروید؟ می توانید بگویید بجای استفاده از این مواد، می توانیم مقداری سلول را همراه با موادی استفاده کنیم و قسمت از بافت آسیب دیده را برداریم، و روی آن مقداری ماده قابل جذب زيستي بگذاریم؟ اینجا شما بخشی از عضله قلب در حال تپش درون ظرفی را می بینید. این عمل توسط تریو اوکانو در بیمارستان زنان توکیو انجام شد. او واقعا مي تواند بافت زنده را در درون ظرف رشد دهد او ظرف را خنک میکند، خنک کردن خواصش را تغییر می دهد و اون پوستش رو خارج از ظرف جدا مي کنه اين جالبتبرين بخششه
الان من مي خوام به شما احيائ بر پايه سلول را نشون بدم و چيزي که اينجا مي خوام بهتون نشون بدم اينه که سلولهاي بنيادي از ران بيمار جدا مي شوند دوباره اگه حالتون بد مي شه لازم نيست تماشا کنيد اما اين يکي يه جورايي جالبه پس اين يه عمل قلب باز هست مثل همون که ال گور داشت با يه فرق در اين يکي ،در انتهاي عمل قلب باز شما شاهد سلولهاي بنيادي بيمار از هستيد که در ابتداي مراحل ابتدايي جدا شد به طور مستقيم به قلب بيمار تزريق مي شود و من اينجا ايستاده ام براي اينکه در يک نقطه مي خواهم به شما نشان بدهم اين تکنولوژي تا چه حد پيشرفته است اينجا سلولهاي بنيادي،مستقيم به قلب تپنده بيمار تزريق مي شود و اگر واقعا با دقت نگاه کنيد مي رود تا دقيقا در دور اين نقطه قرار گيرد و شما در حقيقت يه چراغ سبز مي بينيد شما سلولهايي رو مي بينيد که دارند بر مي گردند ما به انواع تکنولوژي نياز داريم و انواع دستگاه ها که سلول ها را در زمان درست و مکان درست بگيريم
فقط مقدار کمي ديتا ,يک مقدار جزيي ديتا اين يک آزمايش تصادفي است در آن زمان n از 20 است و الان در حدود n از 100 اساسا ،اگر شما بسيار مريض بيمار باشيد . و يک عباي پس به آنها بدهيد ،انها کمي بهتر خواهند شد اگر شما سلول هاي بنيادي به آنها بدهيد به همان خوبي باي پس آنها براي اين بيماران مشخص ،انها بدون علامت مي شوند و اکنون دو سال گذشته است و جالبترين نکته ممکن اين است که اگر اين بيماري زودتر تشخيص داده مي شد و از بدخيم شدن يک بيماري در اغاز جلوگيري ميشد
اين يک رويه يکسان است ،اما الان به طور وسيعي کاهش پيدا کرده فقط با 3نقطه در بدن جايي که انها قلب را نگه مي دارند و به سادگي سلولهاي بنيادي با روش لاپروسکوپي را تزريق مي کنند جايي که سلولها مي روند ما زمان کافي نداريم که به همه جزييات به پردازيم ولي به طور ابتدايي ،اين هم جواب مي دهد شما مي توانيد بيماراني باشيد که کمتر مريض هستند وبه وضعيت تقريبا بدون علامت برگردانده شوند ژ بوسيله اين روش درمان .
ايجا يک مثال ديگر از درمان بوسيله سلولهاي بنيادي هست که هنوز به صورت کلينيکالي در نيمامد است ولي فکر مي کنم به اين زودي دي بيايد . اين کار کيسي مارا لز پيتسبرگ است به همراه تعدادي از همکاران در يراير جهان انها تصميم گرفتند مايع ليپوساکشن ، که --در ايالات متحده ،ما مقدار زيادي مايع ليپوساکشن داريم. خنده يک منبع عالي براي سلولهاي بنيادي است. سلولهاي بنيادي در مايع ليپوساکشن بسته شده اند شما مي توانيد وارد شويد ،مي توانيد شکم خود را بگيريد خروجي مايع ليپوساکشن است در اين مورد سلولهاي بنيادي جدا شده و به درون نرونها وارد مي شود همه در آزمايشگاه انجام مي شود و من فکر مي کنم در يک به زودي بيماران درمان خواند شد با سلولهاي بنيادي مشتق شده از چربي يا روغن خودشان ،
من قبلا در مورد تجهيزات صحبت کرده بودم که به طرز چشمگيري راهي که ما بيماري ها را معالجه مي کرديم عوض کرده اند اينجا يک مثال است قبل از اينکه حرفم را تمام کنم که بسيار غم انگيز است ما در اين تحمل اين درد و دل شکستگي با همکارانمان در موسسه تحقيقات در ارتش امريکا شريک هستيم کساني که مجبور به درمان 11 هزار فرديست که از عراق برگشته اند. بیشتر انها بیماران سوختگی شدیدی دارند.
و اگر چیزی در مورد سوختگی آنها وجود داشته باشد که آموختنی باشد، این است که در مورد درمان آن چیزی نمیدانیم. هر چیزی در مورد درمان سوختگی انجام میگیرد-- عمدتا ما روش sodding را به کار می گیریم. ما چيزها يي را مي سازيم و سپس در محل زخم ميکاريک و ما تلاش مي کنيم که آن دو به هم بچسبند و در اين مورد يک راکتور زيستي قابل پوشيدن جديد طراحي شده است که باید امسال بطور کلینیکی در ISR تست شود-- توسط Joerg Gerlach در پتسبرگ و آن bio-reactor در زینه زخم قرار میگیرد. تفنگی که آنجا مشاهده میکنید سلولها را اسپری میکند. سلولها را روی زخم اسپری میکند. راکتور برای مناسب کردن محیط به کار میرود، همزمان کارهای دیگری را انجام میدهد و بنابراین ما چمن را بذر پاشی میکنیم در مقابل که تلاش براي روش چمن مصنوعس است آن کاملا روشی متفاوت تر از آن است
به این ترتیب 18 دقیقه من رو تمام میشود پس به من اجازه بدهید که با چند خبر خوش صحبتم را خاتمه دهم و شاید تا حدودی با خبرهای بد. خبر خوب اینه که امروزه این عمل انجام میگیرد. آن یک کار قویی است. بطور مشخص تصاویر آن ... آن بطور غیر باورکردنی مشکل است به این دلیل که خیلی inter-disciplinary است. تقریبا هر علم مهندسی و عمل کلینیکی در به عمل پیوستن آین دخیل است.
برخی دولتها و منطقه ها این را روش جدیدی در درمان بیماری دانسته اند شاید کشور ژاپن اولین کشوری بود که تصمیم گرفت اولین بار3 میلیارد و در مرحله دوم 2 میلیارد در این زمینه سرمایه گذاری کند. آن بطور تصادفی اتفاق نیفتاد. بر اساس متوسط سنی ژاپن قدیمی ترین کشور روی زمین است آنها برای کار کردن به این نیاز دارند یا {در غیر این صورت }سیستم سلامتی آنها از بین میرود. بنابراین انها سرمایه گذاری استراتژیک متمرکزی در این زمینه انجام میدهند اتحادیه اروپا هم همینطور چین هم همچنین. چین اخیرا یک مرکز ملی مهندسی بافت را راه اندازی کرد بودجه اولین سال 250 میلیون دلار آمریکا بود.
در ایالات متحده مه یک روش متفاوتی را به کار بسته ایم. (می خندد) ﭐ، برای بودن الگور به عنوان ریاست جمهوری در دنیای واقعی ما یک روش متفاوتی داشته ایم و این روش اساسا نوعی از چیزهای سرمایه ای بوده که پیش میروند اما هیچگونه سرمایه گذاری راهبردی وجود نداشته است که همه نیازمندیها را جهت دربرگرفتن و تمرکز آنها در یک روش دقیق گرد هم آورد
و با یک نقل قول، سخنم را به پایان می برم، ممکنه حرف جالبي باشه در دوره ریاست NIH ، که من و Jay Vacanti از هاروارد رفتیم به دیدار او و برخی از اعضای موسسه اش درست چند ماه پیش برای متقاعد ساختن او در مورد اینکه زمان برداشت مقداری از 27.5 میلیارد دلاری بود که قرار است سال آینده بگیرد و با یک روش استراتژیک مطمئن سازیم که می توانیم به سرعتی پیش برویم که این چیزها برای بیماران تاثیرگذار باشند. و در پایان جلسه چیزیکه مدیر NIH گفت این هست ، " وسعت دید شما بزرگتر از اشتیاق و میل من است" می خواهم با این جمله تمام کنم که کسی دید ما را عوض نخواهد کرد، اما ما همگی با هم می توانیم اشتیاق و میل کسی را عوض کنیم. متشکرم
You can share this video by copying this HTML to your clipboard and pasting into your blog or web page. This video will play with subtitles.
You either have JavaScript turned off or have an old version of the Adobe Flash Player. To view this rating widget you
need to get the latest Flash player.
If your browser allows only "trusted sites" to execute Javascript, you should add the "googleapis.com" domain to your whitelist to allow our Flash detection to work properly.
Got an idea, question, or debate inspired by this talk? Start a TED Conversation.
آلن راسل در رشته طب احيا تحصيل کرده است -- يک راه نو در باره تفکر در مورد بيماري و جراحت ،استفاده از روشي که به جسم اين پيامي داده شود تا خودش را دوباره بسازد
In the fight against disease, defect and injury, Alan Russell has a novel argument: Why not engineer new tissue and organs to replace sick ones? Full bio »
Translated into Persian by ghasem vahedi
Reviewed by Pouria Montazeri
Comments? Please email the translators above.
05:10 Posted: Aug 2007
Views 1,235,501 | Comments 90
22:45 Posted: Oct 2006
Views 1,363,364 | Comments 469
20:22 Posted: Jun 2008
Views 410,527 | Comments 78
Just follow the guidelines outlined under our Creative Commons license.
This comment will be attributed to . Not ? Sign Out.